در سنه 102 ه 720 م باز ميسره از عراق جماعتى از داعيان شيعه را به خراسان فرستاده بود ، و چون حكمران اموى سعيد خذينه از ورود ايشان اطلاع يافت ، داعيان خود را بازرگانان معرفى كردند ، و جمعى از خراسانيان هم تصديق اين امر را كردند ، تا نجات يافتند . « 1 »
در سنه 105 ه 723 م بكير بن ماهان كه در سند ترجمان امير عربى بود با ميسره و ابا عكرمه و ديگر داعيان و شيعيان آل هاشم ملاقات نموده و بعد از قبول دعوت ، بر جاى ميسره در عراق منصوب گشت « 2 » . او در سال 107 ه 725 م عمار عبادى را با جمعى از شيعه بخراسان فرستاد ، كه اسد بن عبد اللّه حكمران اموى عمار را گرفت و دست و پاى او را بريد ، ولى ديگران بجستند . و چون اين خبر به محمد بن على رسيد گفت :
سپاس خداى را كه دعوت ما را تحقق بخشيد و شيعهء ما را نجات داد . « 3 »
در سنه 118 ه 736 م بكير بن ماهان واليى را بر شيعهء خراسان گماشت كه نامش عمار بن يزيد بود ، و چون او بمرو آمد ، نام خود را به خداش ( بكسرهء اول ) تبديل كرد ، و آغاز به تبليغ نمود و بسا مردم اين دعوت را پذيرفتند ، ولى در آخر اسد بن عبد اللّه امير اموى برو دست يافت ، و او را لال و كور كرد ، و در آمل بدار آويخت و گفت :
سپاس خداى را كه انتقام ابو بكر و عمر را از تو كشيدم « 4 » .
بعد ازين در سنه 120 ه 737 م مىبينيم كه شيعيان خراسان يكنفر سليمان بن كثير را از طرف خود بحضور محمد بن على براى گرفتن هدايات فرستادهاند ، و محمد بن على هم بكير بن هامان را با نشانى عصاى خود به خراسان فرستاد ، تا درينجا نقيبان و شيعيان آل عباس را هدايت نمايد . « 5 »
شعار خراسانيان در تشيع « الرضا من آل محمد » بود « 6 » . ولى چون بقاياى اهل بيت
هامش
( 1 ) - طبرى 5 / 358
( 2 ) - طبرى 5 / 736
( 3 ) - طبرى 5 / 389
( 4 ) - طبرى 5 / 440
( 5 ) - طبرى 5 / 467
( 6 ) - الكامل 5 / 181