و در حركت اهتزازى قمر نيز دقت نمود ، ولى كاملا موفق بحل مقدار و جهت آن نشد « 1 »
مخفى نماند : كه اماجور از نامهاى قديم خراسانى و عجمى است ، و ما در قرون اول اسلامى چنين نامها را كه مختوم به كلمه جور باشد فراوان مىبينيم ، مثلا :
منكجور اشروسنى از خويشاوندان افشين كه در سنه 224 ه 838 م در آذربايجان برخاست .
و بلكاجور يكى از افسران نظامى عباسيان بغداد در حدود 246 ه 860 م . و انوجور تركى افسر لشكرى بغداد در حدود 248 ه 862 م « 2 » - و يا جوريكى از قواد تركى عباسيان بغداد در سنه 256 ه 869 م - « 3 » و رامجور غلام احمد بن عبد اللّه خجستانى كه در سنه 262 ه 875 م او را در نشاپور بكشت . « 4 » همچنين در اندراب و كوهسار هندوكش و تخارستان حكمداران آل بانيجور از اخلاف بانيجور حكم ميراندند ، كه وى معاصر بود با خليفه منصور عباسى در حدود 140 ه 757 م . « 5 »
اما نام اماجور هم در همين عصر عباسيان بغداد در سنه 257 ه 870 م در خلافت معتمد على اللّه ذكر شده ، كه يكى از رجال لشكرى معروف همين دوره است ، و او را در باب دمشق با ابن عيسى بن شيخ على جنگى روى داده بود . « 6 »
ازين نظائر برمىآيد كه اينگونه اسماء مختوم به ( جور ) در خراسان شهرت داشته و حتى در عصر غزنويان خانوادهء معروف سيمجور نيز از همين مقوله است .
هنگاميكه ما نام بهرام گور بن يزدگرد را به شكل معرب آن در كتب عربى بهرام جور ميخوانيم « 7 » لابد بدين شبهت مىافتيم ، كه جزو اخير اين نامها هم شايد اصلا گور بود ، كه اعراب آن را جور ساخته باشند ( ؟ )
هامش
( 1 ) - گاهنامه 1310 ش ، ص 48
( 2 ) - طبرى 7 / 301 و 388 و 434
( 3 ) - طبرى 7 / 579
( 4 ) - ابن اثير 7 / 120
( 5 ) - زمباور 307
( 6 ) - طبرى 7 / 598
( 7 ) - طبرى 1 / 551 و سنى ملوك الارض 38