در برخى از اسماء قديم كلمهء ( پال ) ؟ ؟ ؟ للپيلل آمده كه در پنبتو به معنى پروردن و تنميه است ، و پال و پيل همين معنى را در اواخر كلمات مىرساند . مانند مينه پال ( وطنپرور ) و خپل پال ( خويشپرور ) كه شايد همين پال در اواخر اسماء هندى رتن پال ، گوپال ، انندپال ، جيه پال و غيره هم موجود باشد ، چه در هندى و سنسكريت هم پالنا پروردن است ( قاموس هندى 167 )
اما جزو اول كلمه در ( رتو ) هندى و اوستا نيز بود ، كه در گاتهارتو
RATU
بمعنى سرور روحانى و بزرگ مينوى آمده ، و بطور صفت حضرت زردشت هم استعمال شده كه آن را ( رد جهان ) ترجمه كردهاند « 1 »
گويند اولين كسى كه به نظر زردشت آمد ، فرشتهء نيكى و هومنه بود « 2 » كه اعتقاد به ريتا
RIRA
واشا
ASHA
يعنى مظهر عدالت و نظم عالم معنوى را ازو آموخت « 3 » و اين ريتا ريشهء قديم جزو اول كلمه رت پيل خواهد بود .
در اسماى قديم مردم افغانستان اين جزو اول خيلى مروج بود ، در زبان اوستا اصل نام رستم پهلوان داستانى سيستان را ته + ستخمه
RAOTHA STAXMA
بود ، كه در ادبيات پهلوى در كتاب درخت آسوريك رتو ستخمه آمده ، و بقول كريستن سين اين جزو اول كلمه با اسم مادر رستم رت + آپت ( رود آبذ ) يا بقول فردوسى رودابه دختر شاه كابل يكسان است . زيرا بنابر عادت قديمى كه در تشكيل اسامى وجود داشت عادتا اسم پدر يا مادر با نامهاى پسران داراى يك جزو عمومى بوده است « 4 »
در فارسى نيز كلمهء ( رد ) مفهوم هوشيار و خردمند را داشت كه ريشهء آن رتو اوستاست . فردوسى گفت :
هامش
( 1 ) - فروردين يشت بند 152
( 2 ) - در پبنتو ( هو - خو - خه ) + منه از منل يعنى نيك پندار و نيك ايمان .
( 3 ) - تمدن ايرانى مقاله دو مناس مستشرق ص 82
( 4 ) - كيانيان از كريستن سين 203 - همين مولف در كتاب ديگر خود رتهRTAرا بمعنى نظام ابدى و حقيقت و قانون و دستور پرستش خدايان آورده است ( مزداپرستى در ايران قديم 32 ترجمه دكتور صفا تهران 1336 ش )