تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
هوش گرشاسپست و حجت آرند به سرود كركوى بدين سخن :
فرخت بادا روش * خنيده گرشاسپ هوش
همى برست از جوش * نوش كن مىنوش
دوست بدا گوش * بافرين نهاده گوش
هميشه نيكى كوش * دى گذشت و دوش
شاها خدا يگانا ! * بافرين شاهى « 1 »
اين سرود مذهبى را كه گبركان در اوايل ورود اسلام ميخواندند و حجت مىآوردند از آثار مغتنم باقيماندهء درى سيستانيست ، كه هر مصراع آن شش هجا دارد ، و از ان دريافته ميتوانيم ، كه در درى مقارن ظهور اسلام چگونه شعر و اوزان آن در افغانستان رواج داشت . و اكنون ما قرائت صحيح اين اشعار را كه مرحوم بهار خراسانى از روى نسخهء واحده تاريخ سيستان ضبط و طبع كرده ، با معانى كلمات دشوار آن مىآوريم ، كه بقول او وزن اين اشعار بايد ( تنا - تنن - تن - تن ) باشد .
فرخته باذا روش * خنيذه گرشسپ هوش
همىپرست از جوش * انوش كن مىانوش
دوست بذ آگوش * به آفرين نهاذه گوش
هميشه نيكى كوش * ( كه ) دى گذشت و دوش
شاها ! خدايگانا ! * به آفرين شاهى « 1 »
درين سرود فرخته به ضمتين افروخته و خنيذه بضمه اول و كسرهء دوم بمعنى مشهور ، و هوش بضمه اول و سكون دوم بمعنى جان و روان ، و روش بضمهء اول و سكون دوم بمعنى روشنى و نور است . و تمام اين كلمات و تلفيق عبارات و مصاريع آن دلالت بر قدامت اين سرود دارد . و مخصوصا تركيب ( بذ آگوش )
BIDH - AGOOSH
جالب نظر است . زيرا در درى تخارى كلمه ( به درى - په پنبتو ) پد
PID
بود كه در نوشته مكشوفهء سرخ كوتل بغلان مكرر آمده ، و دال اخير اين گونه كلمات در درى و پنبتو
هامش
( 1 ) - عينا از تاريخ سيستان 37