غور بر مسند امارت نشست ، و بعد از امارت و فتوح زياد در جنگهاى 154 ه 770 م در پوشنگ كشته شد ، وى مرد عادل و ضابط و شاعر بود . « 1 »
يكى از اشعار حماسى او كه آن را
EPIC
قديم سرزمين غور توان خواند ، بوسيلهء تذكرهء شعراى پنبتو پتمه خزانه تاليف محمد هوتك در سنه 1141 ه 1728 م به حوالت تاريخ سورى محمد بن على بستى ( حدود 650 ه 1252 م ) بما رسيده ، كه تاكنون قديمترين شعر زبان پنبتو شمرده مىشود ، و ما پيش از ان كدام اثر منظوم و يا منثور پنبتو در دست نداريم .
ما در قسمت 8 فصل اول اين كتاب ، ترجمه درى اين پارچهء حماسى امير كرور جهان پهلوان را نوشتهايم ، كه درينجا عين متن پنبتو را هم مىآوريم :
و يارنه دامير كرور جهان پهلوان
زهيم زمرى ، پردى نرى له ما اتل « 2 » نسته * په هند و سند و پرتخار او پر كابل نسته
بل په زابل نسته * له ما اتل نسته
غشى دمن « 3 » مىخى ، برينبنا پرمير خمنو « 4 » باندى * په ژوبله يونم ير غالم « 5 » پر تبنتيدونو باندى « 6 »
هامش
( 1 ) - براى تفصيل رك : فصل اول اين كتاب و طبقات ناصرى 1 / 179 ببعد و تاريخ ادبيات پنبتو 2 / 74 تاليف عبد الحى حبيبى طبع كابل 1342 ش و پتمه خزانه 33 طبع كابل 1323 ش
( 2 ) - اتل : به فتحتين بمعنى نابغه و پهلوان و برگزيده ، كه بطور علم هم استعمال شده ، مثلا اتل خان نام شخصى از قوم سدوزيى پوپلزيى معاصر اجداد احمد شاه بابا .
( 3 ) - من : بقول البيرونى دلست ، ولى چون محل ارادهء حيوان دلست ، اراده را هم من ميگفتند ( كتاب الهند 33 ) در پنبتو ازين ماده مصدر منل موجود است ، يعنى قبول كردن در دل به اراده و عزم .
( 4 ) - ميرخمن : دشمن
( 5 ) - يرغالم يعنى هجوم مىبرم از مصدر مردهء يرغالل ( تهاجم ) كه در اشعار متوسطين از همين ماده يرغل ( هجوم ) موجود است . و اگر آن را برغالم بخوانيم از ماده برغلانيدن مشترك پنبتو و درى خواهد بود يعنى مىبرغلانم ، از همين ماده فعلى در بيت لويكان غزنه هم آمده و شرح آن خواهد آمد .
( 6 ) - تنبتيدونى : گريزنده و فراركننده