زبانهاى داخلى و ادبيات آن
ما در فصل اول اين كتاب آنجاييكه از زبانهاى عصر مقارن حلول اسلام باختصار بحث ميرانديم ( ص 6 ) گفتيم : كه دو زبان داخلى پنبتو - درى درين سرزمين گفته مىشده ، و ضمنا در شرق لهجهيى از سنسكريت ، و در غرب و شمال زبان پهلوى نيز در بين برخى از جوامع زردشتيان موجود بود .
زبان ديگريكه با فتوح اسلامى در قرن اول هجرى بافغانستان آمد عربى بود ، كه ما در مباحث آينده از آثار مردم خراسان درين زبان به تفصيل صحبت خواهيم راند ، و درينجا از وضع ادبى دو زبان داخلى كشور سخن ميرانيم .
تا اين اواخر عقيدهء شايع اين بود : كه پس از حملهء عرب ، زبان پهلوى تغييراتى پيدا كرد ، و بتدريج به زبان فارسى كنونى منقلب شد . « 1 » اما درين نزديكىها عقيدهء ديگر ظهور كرد كه زبان درى در ادوار پيش از اسلام نيز - در عرض پهلوى - وجود داشته است . « 2 » و بنابرين ادوارد براون مستشرق انگليسى پهلوى را زبان فارسى ميانه ، و فارسى دورهء اسلامى را فارسى جديد ناميده است . « 3 »
اين نظر جديد علمى كه زبان درى افغانستان از زبان پهلوى نزاييده ، اكنون يك سند قوى و واضحى را پيدا كرده ، كه آن عبارت از كشف سنگ نبشتهء در تخارستانى در سرخ كوتل بغلان است ، كه ما در آغاز فصل اول از ان صحبت كردهايم .
هامش
( 1 ) - اقبال در تاريخ ادبى مجله دانشكده 1 / 410 و دكتور شفق در تاريخ ادبيات 33 و تقىزاده در مجلهء يادگار 6 / 9
( 2 ) - دكتور معين در مقدمهء برهان قاطع 1 / 27
( 3 ) - تاريخ ادبى پارس 1 / 15