بهم پيوسته بود ، و سه صد هزار قريه ( خانواده ) در اطراف آن افتاده بود . « 1 » كه تجارت و نفوس فراوان داشت و عمارتهاى آن از خشت خام و پخته و گچ بود « 2 » و قراريكه مولف شهرهاى پاكستان نقشهء منصوره را از روى اسناد قديم جغرافى كشيده چنين است . « * »
ديگر از شهرهاى اسلامى كه بدست خراسانيان آباد گرديد بيضاء است ، كه آن را حكمران سند عمران بن موسى برمكى بلخى در حدود 220 ه 835 م در اراضى غربى مجراى سند در ولايت بودهيه نزديك بوقان كه اكنون در اراضى بلوچ دخلست بنا نهاده بود ، زيرا اندرين سرزمين قبايل جت سركشى كرده بودند ، و عمران با سرعت لشكرهاى خود را به قيقان ( قلات بلوچ ) فرستاد ، و بايشان سركوبى داد ، و براى قيام امنيت آينده قرارگاه عسكرى و شهر را بنام بيضاء بنا كرد . « 3 » ولى اين شهر غالبا بعد از رفع ضروريات لشكركشى ترقى نكرد . زيرا بعد ازين عصر جهانگردان و جغرافيانويسان ذكرى از ان ندارند .
شهرهاى عصر ما نحن فيه عموما سه حصه داشتند : يكى حصهء مركزى بود كه در بعضى جايها مانند سيستان ارگ و در برخى كهندز ( قهندز معرب ) و در ماوراء النهر درون ميگفتند و نشستنگاه امراء و يا زندان بود و خزانه را هم در ان مىنهادند ، و اگر بر تپهء بلند مانند غزنه و كابل بنا مىشد آن را بالاحصار گفتندى . « 4 »
هامش
( * ) - به ورق مقابل اين صفحه رجوع كنيد .
( 1 ) - مروج 1 / 377
( 2 ) - نزهة المشتاق 32
( 3 ) - فتوح 544
( 4 ) - جنرال كننگهم عقيده دارد كه نام قديم سرزمين كابل اردهستهانه از طرف مورخان يونانى و زاير چينى هيون تسنگ ذكر شده كه يك قرائت آن پورته ستانه است ، كه در سنسكريت هم اردهستهانه بمعنى شهر بلند است ، و كلمه پورته بمغى بلندى بجاى آورده سنسكريت از طرف مردم بومى استعمال شده ، و معنى فارسى آن بالاحصار يا شهر بلند باشد ( جغرافياى قديم هند 33 ببعد ) و ازين روشن است كه مفهوم « بالاحصار » در زمانهاى قبل از اسلام در سرزمين افغانستان در زبانهاى آنوقت رواج داشت و حصهء محفوظ قسمت بالاى شهر را بدين نامها مىناميدند .