لو ( گندهارا ) واقع و باركدهء بزرگ كالاى تجارتى و محيط آن 20 لى ( 2 / 1 6 ميل ) بوده و از طرف جنوب آن درياى سند جريان داشت كه مردم آن خيلى توانگر بودند ، « 1 » و كالاى بازرگانى هندى از مشك و گوهر و جامههاى با قيمت در ان تجارت شدى و مسلمانان در ان اندك بودى . « 2 »
در عصر اسلامى چون كابلشاهان از كابل بدينجا پناه آوردند ، و بهند پايتخت ثانوى ايشان بود ، و بنابرين بو ريحان بيرونى ويهند را بر غرب آب سند پايتخت قندهار ( گندهارا ) شمارد كه تا پشاور چهارده فرسخ ( هر فرسخ مساوى چهار ميل ) فاصله داشت ، « 3 » و كله ؟ ؟ ؟ مورخ كشمير در راجه ترنگينى آن را بنام يوده بهنده
UDA - BHANDA
ذكر كرده است « 4 » كه فرشته بنام بنهنده ضبط كرده و با نامهاى قديم نزديكى مىرساند ، و قراريكه اشاره شد در حدود 152 ه 769 م چون مسلمانان ويهند پايتخت گندهار را فتح كردند ، بتخانهء آن را بركندند و بجاى آن مسجدى ساختند . « 5 »
بقول مقدسى : ويهند قصبهء بزرگتر از منصوره بود ، كه بستانهاى تازه و خرم فراوانى داشت ، و انهار و اشجار و ميوهها و نعم و نرخهاى ارزان آن مشهور بود ، حتى سه من عسل را بدرهمى فروختندى و نان و شير آن را برين قياس بايد كرد .
درختان جوز و بادام و خرما و كيله اطراف شهر را احاطه كرده بود ، و هواى گرم داشت ، بناهاى آن از بن خرما و چوب بود ، كه خطر حريق همواره در ان بودى . « 6 »
مسعودى كه هند را در 303 ه 915 م ديده گويد : كه پادشاه القندهار ( گندهارا ) كه نام او جهج ( چچه ) است ، بر ويهند حكم راند . و اين نام تاكنون بر سرزمين
هامش
( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 163
( 2 ) - حدود العالم 46
( 3 ) - كتاب الهند 165
( 4 ) - پشاور 43
( 5 ) - فتوح البلدان 544
( 6 ) - احسن التقاسيم 480