تا روزگار مترجم ، آن آهن بر در آن كاخ بود . چون بيدون بخارا خدات اين كاخ را بنا كرد ، ويران شد ، باز بنا كرد ، و باز ويران شد ، چند بار بنا ميكرد و باز ويران ميشد .
حكما را جمع كردند و تدبيرى خواستند ، بر ان اتفاق افتاد كه اين كاخ را بر شكل بنات النعش كه بر آسمانست بنا كنند به هفت ستون سنگين . بر ان صورت ويران نشد » . « 1 » كهندز بخارا بقول اصطخرى دو دروازه داشت : يكى دروازهء ريگستان يا علف فروشان در مغرب . دديگر دروازهء غوريان يا دروازهء مسجد آدينه ، كه علاوه برين مقدسى دو باب ديگر :
باب السهله و باب الجامع را هم براى كهندز بخارا ذكر كرده است ، « 2 » كه باب آخرين همان دروازهء مسجد آدينهء اصطخرى باشد .
اما شهرستان ( مدينه ) بخارا هفت دروازهء آهنين داشت : دروازهء آهن - دروازهء نور - دروازه حقره - دروازه كهندز - دروازهء بنى سعد - دروازهء بنى اسديا دروازهء مهره - دروازه شهرستان . و كهندز در پشت دروازهء شهرستان بود ، كه قصر شاهى و خزاين و زندان هم در ان بود . اما مسجد جامع بخارا در شهرستان صحن نيكو داشت .
ربض بخارا ده دروازه داشت : دروازه ميدان بر سر راه خراسان - دروازهء ابراهيم بسوى مشرق - دروازه مرد كشان يا مردقشه - دروازهء كلاباذ هر دو بر راه نسف و بلخ - دروازهء نوبهار - دروازهء سمرقند - دروازهء فغاسكون - دروازهء راميتنيه - دروازهء حد شروان بر سر راه خوارزم - دروازهء غشج - كه اصطخرى دروازه يازدهم را بنام دروازهء ريو هم آورده است .
كاخ شاهى نزديك باب السهله كهندز رو به قبله بود ، كه مجللترين ابنيهء بلاد اسلامى شمرده مىشد و برخى از بازارها دروازه هم داشت . اطراف بخارا پر از باغ و سبزهزارها بود ، كه قصور شامخ در بين آن ديده مىشد ، و نهرهاى جارى داشت ، و خانهاى آن گلين و بازارها فراخ و گرمابها پاك بود « 3 » . و كويهاى مشهور شهر بخارا
هامش
( 1 ) - تاريخ بخارا 29
( 2 ) - احسن التقاسيم 280
( 3 ) - ياقوت و اصطخرى و مقدسى .