درين اوقات عبيد بن ابى سبيع كه پيش رتبيل اعتبارى داشت ، به بست نزد عمارة بن تميم رفت و هردو عهدنامههايى را به مهر حجاج بنام رتبيل آوردند تا كه در آخر رتبيل عبد الرحمن را به ايشان سپرد « 1 »
بعد ازين در 92 ه حجاج امير خراسان ، بقتيبه امر داد تا به سيستان رود ، و با رتبيل بجنگد ، قتيبه به زالق سيستان آمد ، و بر رتبيل بتاخت . رتبيل پيام داد كه ما صلح كرديم و شما هم قبول كرديد ، اكنون چرا آن را نقض كنيد ؟ قتيبه در پاسخ گفت كه حجاج صلح را نپذيرفت . رتبيل گفت : اگر صلح را بخواهيد بر شما نيك است ، و الا اميدواريم نصرت با ما خواهد بود . قتيبه چون مقاومت رتبيل را ديد ، با ياران خود گفت : اين سرزمين شوم است ، و در ان عبد الله بن اميه و ابن ابى بكره و ديگران تلف شدهاند ، و ما نميتوانيم از حيل رتبيل از قبيل سوختاندن مواد خوراكه و علوفه نجات يابيم ، و يا قلاع ايشانرا بكوبيم ، بنابرين قتيبه از كشور رتبيل روى به خوارزم نهاد « 2 »
اليعقوبى گويد : كه بعد از 163 ه المهدى خليفه عباسى بغداد سفيرانى را به ملوك ( خراسان و ماوراى آن ) فرستاد ، و ايشان را باطاعت خويش فراخواند ، كه از ان جمله كابلشاه خنجل و شير باميان و رتبيل ملك سيستان اطاعتش را پذيرفتند « 3 »
محمد بن جرير الطبرى :
امام ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ( 224 - 310 ه ) از مورخان مشهور دورهء اسلامى و زبان عربيست ، وى نيز از رتبيل در موارد مختلف تاريخ الامم و الملوك خود ذكرهائى دارد كه درينجا تلخيص مىشود :
در ذكر فتح سيستان سال 21 ه گويد :
در عصر حضرت عمر ( رض ) عاصم بن عمرو به فتح سيستان گماشته شد ،
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى 2 / 279 طبع بيروت 1960 م
( 2 ) - تاريخ اليعقوبى 2 / 287
( 3 ) - تاريخ اليعقوبى 2 / 397