تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
« اى فريشتگان ! فرود آييد ، و شياطين و بدكاران را ازين دنيا برانيد » مردم عقيده داشتند كه خداوند درين روز زمين را گسترانيد و جانها را در بدنها قرار داد ، و به ماه نيز روشنى و فروزندگى را درين روز بخشيد ، و اگر كسى در مهرگان انار بخورد ، و عرق گلاب را ببويد ، از آفات برهد ، و پادشاهان خراسان ، درين روز خلعت‌هاى خزانى و زمستانى را به سران سپاه مىبخشيدند ، و مردم در رام روز مهرگان بزرگ 21 مهرماه به يكديگر چنين دعا ميگفتند : « هزار سال بزى ! » « 1 » جشن مهرگان در ادبيات بعد از اسلام عرب و عجم در نهايت شهرتست ، و جاحظ در كتاب « المحاسن و الاضداد » فصلى در محاسن نيروز و مهرحان دارد مانند اين بيت عربى :
المهرحان لنا يوم نسر به * يوم تعظمه الاشراف و العجم
يعنى : « مهرگان روزيست كه ما در ان شادمانى كنيم ، و روزيست كه اشراف و عجم آن را گرامى دارند . » عنصرى در ستايش جشن مهرگان گفت :
مهرگان آمد گرفته فالش از نيكى مثال * نيكروز و نيك جشن و نيك وقت و نيك حال
بارى مهرگان در دورهء اسلامى نيز با همان اهميت قبل اسلامى خود باقى مانده بود . مثلا در سنه 120 ه 737 م هنگاميكه اسد بن عبد اللّه حكمران خراسان در بلخ بود ، در جشن مهرگان حاضر آمد و به قيمت يك مليون درهم تحفه‌ها را از حاكم هرات و دهقان آنجا گرفت ، و بسا از اميران و دهقانان درين روز بحضورش آمدند « 2 » . علاوه برين دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان ، اعياد ديگرى نيز در خراسان مقارن ظهور اسلام بود كه ما درينجا با كوتاهى ذكر ميكنيم :

1 / باز :

كه در عربى زمزمه و غنه گويند ، و در روز سروش يعنى هفدهم فروردين‌ماه
هامش
( 1 ) - آثار الباقيه 223 ( 2 ) - طبرى 5 / 465