رسميت يافت ، و منصور خليفهء عباسى امر داده بود ، تا هر كسى كه بدربار آيد ، يك چپن سياه را بپوشد ، تا ديگر لباسهاى او را بپوشاند . « 1 » و ما ميدانيم كه بو مسلم با انتخاب لباس سياه و شعار تسويد ، يك رسم قديم آريائيان زردشتى را احياء كرده بود . زيرا پرچم و لباس سياه انجام يك پيشگويى اوستا بوده است . « 2 »
در قرن چهارم هجرى مورخان و جغرافيانويسان عرب ، اشاراتى به لباسهاى مردم خراسان و ملحقات آن دارند ، و اين البسه حتما بقاياى پوشيدنيهايى بود ، كه در اوايل عهد اسلامى رواج داشت . زيرا لباس و پارچه و طرز برش آن مانند مبانى ديگر اجتماعى به صورت فورى و آنى بوجود نمىآيد ، و تحول آن هم بسيار بطئ و تدريجى است .
بنابرين ما مىتوانيم از توضيحات نويسندگان عربى ، به طرز لباس و رواج اوايل عصر اسلامى پى ببريم .
قراريكه ابن حوقل در حدود ( 331 ه 942 م ) اشاره كند : زى و لباس مردم خلج زابلستان و نواحى غور ( كوچيان غلجى ) مانند تركان بود ، ولى البسهء مردم بست و سيستان با لباسهاى مردم عراق ( ايران كنونى ) مشابه بود « 3 » . و چون درين سرزمين صنعت ساختن البسهء نمدى كه اكنون هم دراز آن را كوسى بفتحهء سين و كوتاه را كوچى گويند رواج داشت ، « 4 » پس استعمال بالاپوشهاى پشمين نمدى سپيد و سرخ را در ان عصر هم حدس زده مىتوانيم ، بدليل اينكه محمد بن كثير كه در جنگ دير العاقول در ركاب يعقوب ليث كشته شده بود مشهور بود به لباده « 5 » ، كه در عربى بضم لام و تشديد دوم همين نمد باشد . و چون او كوسى پوشيدى ، به اين نام شهرت يافته بود ، و اين وقايع به رجب
هامش
( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 5 / 82
( 2 ) - هزارهء فردوسى مقالت بهرام گورانكليساريا صفحه 3 طبع تهران 1322 ش .
( 3 ) - صورة الارض 2 / 419
( 4 ) - از نام كوسى و كوچى حدس ميتوان زد ، كه اين لباس منسوب به كوشان و كوش و كوچ و كرچى و در پنبتو از ريشههاى قديم آمده باشد ، و چون اين لباس در تاريخ سابقه قديمى داشت آن را بعد از جنگ استقلال ، در لباس رسمى نشان لمراعلى گرفته بودند .
( 5 ) - حاشيهء تاريخ سيستان 284 بحوالت طبرى 3 / 1894