يعنى : « يكنفر ازين برهنگان بىتنبان ، بر دو هزار نفر مقابل خود مىتازد ، و در هنگام تيراندازى ميگويد : بگير اين را از جوان مرد عيار ! »
قوهء دستههاى عياران به حدى بود ، كه ارباب دولت و وزيران همواره ازيشان استمداد ميكردند ، و در جنگها ايشانرا بمدد خود ميخواندند .
عياران اصول زندگانى و مبادى خاص مسلكى داشتند كه از صفات ايشان اول خرد ، دوم راستى و سوم مردمى بود « 1 » ، و هر جوانمرد را ازين سه چيز گزيرى نبود ، كه هرچه بگويد بكند . دوم از راستى نگذرد . سوم شكيب را كار بندد .
و بنابرين هر مرد عيار ، دلير و مردانه و شكيبا و صادق الوعد و پاكدل و عفيف و با بيچارگان مهربان و نيكخو و بخشاينده باشد . و علاوه برين جوانمردان در پيشهورى و صنايع ، دستى داشته و در هنر و صنعت و پيشه ، اخلاق خوب و مردانه و تقوا و شيرين زبانى و غريبنوازى را مراعات ميكردند . « 2 »
در شهرهاى خراسان عياران همواره مقام خاصى در طبقات عامه داشتند ، و گاهى با مخالفان دولت عباسى همداستان گرديده ، در گروه هواخواهان آزادىطلب بومى در مىآمدند . چنانچه يكى از سرهنگان عياران سيستان كه نام او ابو العريان بود ، در جنگهاى حمزه بن عبد اللّه سيستانى - چنانچه گذشت - شركت داشت ، و اين ابو العريان مردى عيار بود از سيستان ، و از سرهنگان ايشان ، كه غوغا يار او بودهاند ، و او عامل خليفهء عباسى ، اشعث بن محمد را شكست داده بود . « 3 »
چون اشعث بدست عياران سيستان كوفته شد ، بعد ازو ليث بن فضل برين سرزمين والى گشت . و او با عياران مدارا گرفت ، و بدين وسيله خود را از مخالفت ايشان رهانيد و بقول مورخ سيستان : « هرچه بسيستان بدست كردى طعام ساختى ، و عياران سيستان را مهمان كردى و خلعت دادى . » « 4 »
هامش
( 1 ) - قابوس نامه 289 ببعد
( 2 ) - همين كتاب 297
( 3 ) - تاريخ سيستان 172
( 4 ) - همين كتاب 175