لشكرى منظم خراسانى در ان حلول كرده بود ، چنانچه بعد ازين هم همين روحيهء نظامى ، مظاهرى در تشكيلات لشكرى اسلامى دارد بدين موجب :
در سنه ( 178 ه 794 م ) چون هارون الرشيد خليفه ، تمام امور كشور را به وزيرش يحيى بن خالد برمكى سپرد ، او پسر خود فضل بن يحيى را بر خراسان والى گردانيد ، از كارهاى مهمى كه فضل در خراسان انجام داد ، يكى هم تشكيل يك لشكر خاص خراسانى پنجصد هزارى ( 000 ، 500 ) بنام العباسيه بود ، كه بيست هزار نفر از ان به بغداد فرستاده شدند ، كه در انجا بنام الكرنبيه شهرت يافتند ، و بقيهء اين لشكر با دفاتر آن در خراسان ماندند . و مروان بن ابى حفصه شاعر عربى زبان خراسانى ( 103 ، 182 ه ) در ستايش اين لشكر و موسس آن فضل قصيدهيى گفت كه اين ابيات از انجاست :
ما الفضل الاشهاب لا افول له * عند الحروب اذا ما تأفل الشهب
حام على ملك قوم غرسهمهم * من الوراثة فى ايديهم سبب
امست يد لبنى ساقى الحجيج بها * كتايب ما لها فى غيرهم ارب
كتايب لبنى العباس قد عرفت * ما الف الفضل منهما العجم و العرب
اثبت خمس مئين فى عدادهم * من الالوف التى احصت لك الكتب « 1 »
يعنى : « فضل مرد ميدان پيكار است و در جنگها وقتى كه جنگاوران ديگر افول كنند ، او فرونمىنشيند ، او نگهدار ملك قوميست كه از وراثت و نجابت سهمى بارز دارند ، دست او در تأسيس فرقههاى لشكرى براى پسران ساقى حاجيان ( بنى عباس ) كمك كرد ، كه در عجم و عرب شناخته شدند ، و عدد اين لشكريان از روى احصاء و نوشته به پنجصد هزار رسيد . »
مردم خراسان و لواحق آن به شجاعت و جنگاورى و مقاومت مشهور بودند ، و بنابرين لشكر عباسيه هم با كم و كيف خود در كشور خلافت امتياز داشت . و اين مهارت لشكرى خراسانيان بدرجهيى بود ، كه با عدد كم در مقابل لشكرهاى عظيم
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 462