« صفهاى خود را مانند بنيان مرصوص بياراييد ، لشكر زره پوش پيش و بىزره پس باشد ، همواره ثابت قدم و از جريان تيرها بر كنار و دلير باشيد ، و آواز بلند نكشيد ، پرچمهاى خويش را قايم داشته و بدست دليرترين اشخاص خود دهيد ! از راستى و صبر كار گيريد ! زيرا همواره پيروزى به مقدار صبر و استقامت باشد » . « 1 »
ازين اقوال خلفاى راشدين ، كه روح مطالب آن نگاشته آمد پديد مىآيد ، كه اعراب در وضع لشكردارى از حالت بدوى قبل الاسلامى ، به نظم و نسقى رسيده بودند ، و چون در عصر امويان با ملل ديگر در آميختند ، نظام تعبيه را ازيشان گرفتند ، كه هر لشكر پنج جزو داشت ، و بنابرين لشكر را خميس ( داراى پنج كتله ) گفتند بدين نحو : « 2 »
- - - - - - - - - - مقدمه
ميمنه - - - - - قلب - - - - - ميسره
- - - - - - - - - - ساقه
در قلب لشكر قايد جاى ميگرفت ، و در مقدمه هم غالبا سواران بودند ، و هر يكى ازين قطعات پنجگانه را كردوس ( جمع آن كراديس ) مىناميدند ، كه از كلمه كورتيس
Koortis
يونانى گرفته شده ، و اين ترتيب در عصر خلفاى راشدين و امويان معمول گرديده بود .
مسلمانان تنها برين ترتيب تعبيه اكتفا نكردند ، و چون با مدنيت آشنا شده و كتب گذشتگان را ترجمه كرده و خواندند ، اقسام تعبيهء عسكرى را تا هفت قسم رسانيدند « 3 » .
اما در افغانستان :
مطابق وضع جغرافى و تپوگرافى اين سرزمين مردم آن در جنگ حمله و شكست
هامش
( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 - 148
( 2 ) - همين دو كتاب و همين صفحات .
( 3 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 150