و چون اسد اين سخنان دانشمندانه را شنيد ، او را خير دهاقين خراسان گفت .
البلاذرى ( حدود 270 ه 883 م ) دربارهء رتبيل حكمدار زابلستان مينويسد :
كه در عصر سليمان بن عبد الملك ( 96 - 99 ه ) يزيد بن مدرك بن مهلب بر سيستان حكمران بود ، و رتبيل به او هيچگونه باژ نپرداخت . چون از او پرسيدند كه چرا به حجاج باژ ميدادى ، و به ديگران نمىپردازى ؟
رتبيل گفت : حجاج مردى بود ، كه در راه وصول به مقصد خود ، هرگونه مصرف ميكرد ، گرچه از ان درهمى وصول نميكرد ، ولى شما يكدرهم را خرج نكنيد تا كه طمع ده درهم را بجاى آن نداشته باشيد . « 1 »
رتبيل وفا بعهد و وقار و شدت بأس را در امور جهاندارى از ظاهر آراسته و پيراسته دوست داشت ، و بارى از اعراب معاصر خود پرسيد : كسانى كه لاغر شكم و سيه چرده بودند ، و اثر نماز در سيماى ايشان پديدار بود ، و پيزارى از برگهاى خرما داشتند ، و نزد ما مىآمدند چه شدند ؟
جواب دادند : ايشان در گذشتند ؟
رتبيل گفت : اگرچه شما زيبا و رعناتريد ، ولى ايشان از شما باوفاتر ، و در حملهء خود شديدتر بودند . « 2 »
درين پرسش و پاسخ ، تمايل شديد رتبيل ، به مسلمانان اوليه كه داراى سجاياى نيكو و اخلاق گزيده و سادگى اما وفا و جهاد و سرسختى بودند نمايانست ، كه گويا فاتحان نخستين اسلامى و اصحاب پيامبر ( صلعم ) را تحسين ، و معاصرين اموى خود را كه داراى سجاياى جهاندارى نبودند انتقاد كرده است ، و اين خود مسير فكر او را در امور جهانبانى توضيح مىكند .
در جامعهء خراسانى آنوقت ، مردم زردشتى نيز داراى ثقافت و متانت رأى و افكار عالى ادارى بودهاند ، تا جاييكه حكمرانان مسلمان عربى هم ازيشان پند مىآموختند .
هامش
( 1 ) - فتوح البلدان 493
( 2 ) - فتوح 493