لشكر در بروقان دو فرسخى بلخ تمركز داد ، و خودوى در سنه 90 ه با ملك طالقان كه وعده شمول اتحاديه عسكرى نيزك را داده بود در آويخت ، و كشتارى عظيم بكرد ، و در طول چهار فرسخ اجساد مصلوبين را بياويخت « 1 »
چون موسم سرما گذشت در سنه ( 91 ه ) قتيبه مرزبانان مرو رود و فارياب و جوزجان و طالقان را مطبع گردانيده و با قواى فراوان كه از نشابور و غيره رسيده بودند روى به بلخ نهاد و اسپهبد بلخ نيز مقاومت كرده نتوانست .
بارى قواى نيزك در درهء خلم پيكارهاى سخت نمودند ، و شهر خلم ( تاشقرغان ما بعد ) كه باينطرف دره واقع است ، قرارگاه قواى مدافع نيزك بود ، چون قواى قتيبه گذرگاهى جز اين مدخل نداشتند ، و از اوضاع جغرافى و راههاى اين سرزمين نيز آگاه نبودند ، مدتى درينجا باقى ماندند .
از سوء حظ يكى از خانان اين سرزمين كه او را روب خان گفتندى ، و در روب و سمنگان سردارى داشت ، با ميدنجات خويش پيش قتيبه آمد ، و بعد از انكه پيمان امن گرفت ، مدخل قلعه لشكرى را كه در ماوراى دره بود نشان داد .
بدينصورت در نتيجه فرومايگى خان روب نخستين سنگر دفاعى نيزك در درهء خلم درهم شكست ، و قواى عرب بر سمنگان تاختند و نيزك در پنج چاه بغلان مقاومت ميكرد . چون حريف را نيرومند ديد ، اثقال احمال خود را به كابلشاه فرستاد ، و خود وى به كوهسار كرر پناه برد ، در حالى كه عبد الرحمن برادر قتيبه او را تعقيب ميكرد ، خود قتيبه در اسكيمشت ( غالبا اشكمش كنونى تالقان ) نزول نمود ، و چون درهء كرز جز يك راه مدخلى ديگر نداشت ، مدت دو ماه حملهآوران عرب را ياراى فتح آن نبود .
درين مدت قلت خوردنىها و شيوع مرض چيچك ، لشكريان و همراهان نيزك را در كرز تهديد ميكرد ، و حتى جبغويه ( يبغو ) كهن سال نيز دانهاى چيچك كشيد . بنابرين قتيبه حيلتى انديشيد ، و سليم ناصح را پيش نيزك ارسال داشت ، و تهديدش نمود ، كه اگر نيزك را نياورد ، او را بدار خواهد آويخت .
هامش
( 1 ) - طبرى 5 / 230