6 - تگينان
در مدت سه قرن اول اسلامى در تاريخ افغانستان ، نام امراء و حكمدارانى برده مىشود ، كه در آخر اسماى ايشان كلمهء تگين
Tigin
اضافه مىشود .
اين سلسلهء شاهان شايد از يك خاندان معين نباشند ، ولى مانند امراى شمال هندوكش ايشان نيز از عناصر كوشانى هفتلىاند ، كه در ازمنهء قبل الاسلام به صفحات شمالى هندوكش و تخارستان آمده ، و درينجا مليت و فرهنگ و تمدن اين سرزمين را پذيرفته ، و از رجال همين كشور شمرده مىشوند ، و حتى بنام يكى ازيشان بين مجراى ارغنداب و هلمند در غرب قندهار كنونى ، شهرى بود ، كه در دورهء غزنويان آن را تگينآباد ( تگناباد ) گفتندى ، و در تواريخ فارسى و عربى نام آن برده مىشود « 1 » مسعود سعد سلمان شاعر دورهء غزنويان ( 438 - 515 ه ) در مدح ملك ارسلان گويد :
چو ابر نصرت باريد چرخ فصل خزان * بهار گشت ز ملك تو در تگينآباد « 2 »
تگين به كسرتين كلمهء تركيست ، و محمود بن حسين كاشغرى ( 466 ه ) كه مرد دانشمند و لغوى تركست درين باره چنين گويد :
« تگين در اصل لغت به معنى غلام و عبد است ، و توركان كمشتگين غلامى را گفتندى كه چهرهء وى مانند سيم روشن بود . آلب تگين بمعنى غلام چالاك و قتلغ تگين عبد مباركست . اين نام بعد ازين لقب خاص
هامش
( 1 ) - رجوع به زين الاخبار و تاريخ بيهقى و يمينى و ابن اثير ، براى تعيين موقعيت تگينآباد مقالهء من در مجلهء آريانا طبع كابل ( سال پنجم شماره 6 ) خوانده شود
( 2 ) - ديوان مسعود سعد 112