« محلّهء عقيل » « 1 » يكى از محلّات فرعى اين محلّه بود .
6 - 1 - محلّهء ته آببردى ( ملّى تا ااوردى
malley ta avordi
) :
از جنوب غربى « بند حاجى محمّد جعفر » تا « لب جوى گسكى » و كوچههاى منشعب و مجاور آن به اين نام خوانده مىشد . اين محلّه در سال « آب رودى » ويران شد و خانههاى دو سوى كوچهء اصلى آن بهكلّى از ميان رفت ولى از نو بازسازى گرديد . وجه تسميهء اين محلّه و كوچهء اصلى آن به « آببردى » همين است « 2 » .
7 - 1 - محلهء ته ده ( ملّى تادا
malley ta de
) « 3 » :
اين محلّه يكى از سه محلّهء قديمى و بزرگ شهر بود و نام آن يادآور روزگارانى است كه بيرجند « ده » شمرده مىشده است . اين محلّه پس از آنكه بيرجند « شهر » و مركز شهرستان شد نام « پايين شهر » به خود گرفت . محلّهء « ته ده » يا « پايين شهر » محلّهاى بسيار بزرگ و پرجمعيّت بود كه در غربىترين بخش جنوبى شهر از « لب جوى گسكى » و « مسجد آيتى » تا مسجد جامع بزرگ پايين شهر را دربر مىگرفت و از كوچه اصلى شرقى - غربى آن كوچههاى متعدّد شمالى و جنوبى منشعب مىگشت . ساكنان اين محلّه بيشتر از طبقات متوسّط و ندرتا از توانگران و ثروتمندان بودند .
8 - 1 - محلّهء ته رود ( ملّى تارود
malley ta rud
) :
محلّهء جنوب غربى كرانهء رود - نزديك به « محلّهء پاى قلعه » - به اين نام خوانده مىشد .
ساكنان اين محلّه بيشتر بازاريان و كاسبها بودند .
9 - 1 - محلّهء تگ چاه ( ملّى تگ چا
malley tage ca
) « 4 » :
يكى از محلّههاى بزرگ شرقى و شمال شرقى بيرجند به اين نام خوانده مىشد . سبب اين نامگذارى اين مىباشد كه در گودترين قسمت جنوبى اين محلّه - بر روى يكى از چاههاى قنات قصبه « چاه پايابى » وجود داشت كه به آن « چخپايوّ
cax payow
» ( - چاهپاياب ) مىگفتند « 5 » .
اين محلّه از خيابان منتظرى كنونى تا جنوب مسجد نسبتا نوساز « علوى » ( حايرى ) را در
هامش
( 1 ) . نك : محلّهء عقيل . ص 84 .
( 2 ) . نك : زيرنويس شماره 4 . ص 33 .
( 3 ) . « ته » ( تاta) در اين نام به معنى پايين است .
( 4 ) . « تگ » به معنى « ته » و پايين است . براى معانى اين واژه در گويش بيرجند نك : « واژهنامهء گويش بيرجند » .
( 5 ) . نك : چاه پايابها . ص 196 - 195 .