مىكشيدند . براى مقابله با سرماى زمستان معمولا از « كرسى » استفاده مىكردند و استفاده از بخارىهاى هيزمى كه به آنها « اجاق فرنگى » ( اجاق فرنگى
ejaq farangi
) مىگفتند اختصاص به ثروتمندان داشت .
روشنايى شبانهء اتاقها با چراغهاى نفتى فتيلهاى ( لامپا ) كه به آنها « لمپا
lampa
» مىگفتند تأمين مىشد و استفاده از گردسوز و چراغ تورى در توان همهكس نبود و اختصاص به طبقهء اعيان داشت و يا در مجالس بزرگ مانند جشنهاى عروسى و يا عزادارى و سوگوارىها مورد استفاده واقع مىشد . استفاده از چراغهاى نفتى دستى كه به آنها « چراغ بهادر » ( چراق بادر
ceraq bader
) و يا « چراغ بادى » ( چراق بادى
caraq badi
) مىگفتند در خانهها و كوچه بسيار معمول بود . در روزگاران دور تر از چراغ پايههايى كه « پيهسوز » ( پاسوز
pe suz
) نام داشت استفاده مىكردند كه با پيدا شدن نفت سفيد كمكم متروك گشته و استفاده از شمع و لاله نيز منحصر به برخى مراسم شد .
* خانههاى روستاهاى پيرامون شهر ( تا شعاع 15 كيلومتر ) در زمان مورد مطالعهء ما سه نوع بودند :
1 - خانههاى روستايى كوهستانى .
2 - خانههاى روستايى جلگهاى .
3 - خانههاى روستايى دامنههاى كوهستانها .
1 - خانههاى روستايى كوهستانى : اين نوع خانهها به جاى خشت و گل بيشتر از سنگ و گل و چوب ساخته مىشد و معمولا بر بالاى بلندى - دور از گذرگاه سيل - بنا مىگرديد و پوشش آنها بيشتر « تخت » با شيب ملايمى بود چون سقفها را با تير چوبى ( سرم
sorom
) مىپوشاندند . اين خانهها بيشتر به صورت تك اتاقهايى ساخته مىشد كه تنها داراى يك در تك لختى بود و در ورودى بهشمار مىآمد و پنجره و نورگير نداشت . در پاى يكى از ديوارهاى آن يك بخارى ديوارى ( اجاق ) كه دودكشى به پشت بام داشت مىساختند ، از اين اجاق هم براى پختن غذا و شلغم استفاده مىكردند و هم از نور و گرماى آتش آن به دوگونه ديگر بهرهمند مىشدند . در خانههاى مالكان و اربابان اين روستاها كه بيشتر در تابستانها مورد استفاده قرار مىگرفت درها و پنجرههايى به بيرون تعبيه مىشد ، اين نوع خانهها گاهى حياط كوچك يا بزرگى هم داشت .
2 - خانههاى روستايى جلگهاى : اين نوع خانهها - مانند خانههاى شهر بيرجند - داراى