تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
نمك بعضىها آدم را مىگيرد . نمك برخىها آدم را كور مىكند . نمك خوردن و نمكدان شكستن خلاف جوانمردى است ، آدم را كور مىكند . نمك ناشناسى گناهى نابخشودنى است و وزر آن دامنگير انسان مىشود . نمك خوردن با كسى و نمك‌گير شدن براى شخص تعهّداتى ايجاد مىكند . نمك ديد چشم را كم مىكند ، " هندو " ها كه نمك نمىخورند چشمهايشان چنان پرسو مىشود كه در روز ستاره‌ها را مىبينند . سوسمار اگر در ظرف نمك بيفتد هركس از آن نمك بخورد به بيمارى برص ( پيسى ) مبتلا مىگردد . آدم " نمك‌بحرام " در زندگى خير نمىبيند .

31 - هوش :

اگر كسى سيخها و الياف خشبى ميان قلم نى را زير زبان نگه دارد هوشش زياد و ذهنش باز مىگردد . اگر كسى بازماندهء غذاى موش را بخورد هوشش زياد مىشود .

32 - پراكنده و گوناگون :

اگر خرچنگ ( خنجال ) دست كسى را گاز بگيرد تا يك خر سبز عرعر نكند آن را رها نمىكند . اگر خرى خوابيده ( خسبيده ) عرعر كند صاحبش مىميرد . اگر دايره ( دف ) را رو به قبله به ديوار تكيه دهند پوستش مىتركد . اگر دود به سوى كسى برود آن شخص پولدار مىشود . اگر پسرى صدايش دورگه شود نشانهء بلوغ اوست و مىگويند " ريش در گلو " شده است . اگر كسى ايستاده شلوار بپوشد فقير مىشود . اگر كسى دچار سكسكه شود بايد او را بترسانند تا سكسكه‌اش قطع شود . اگر كسى غيبت ديگرى را بكند و به او تذكّر بدهند كه غيبت نكن مىگويد : غيبت نيست ، صفت اوست .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 645 | جمال رضايى