هركس شب وارد اطاقى شود كه در آن چراغى روشن باشد پس از سلام بايد بگويد " چراغ روشن " .
9 - چشم « 1 » :
كسى كه چشمهاى ازرقرنگ دارد " شورچشم " ( چشو ) است .
زن باردارى كه چشمش به مرده بيفتد نوزادش " شورچشم " مىشود .
بچّهاى كه مدفوعش را بخورد " شورچشم " مىشود .
كسى كه چشمهاى ريز داشته باشد موذى است .
كسى كه چشمهاى " كاج " ( لوچ ) دارد اگر به دقّت به كسى بنگرد شگون ندارد .
زخم چشم از زخم شمشير كارىتر است .
اگر پلك چشم راست كسى بپرد خوشحالى به او روى مىآورد و اگر پلك چشم چپ بپرد غم ، و بايد پركاهى روى پلك بگذارد كه ديگر نپرد .
10 - خارش كف دست و پا :
اگر كف دست چپ كسى بخارد آسيبى به او خواهد رسيد و اگر كف دست راستش بخارد چيزى و هديّهاى برايش خواهند آورد .
اگر كف پاى چپ كسى بخارد مسافرى برايش مىرسد و اگر كف پاى راستش بخارد خبر خوشى به او خواهد رسيد .
11 - خال :
" خال " در هر اندامى و جايى از بدن باشد نشان از چيزى است :
خال پا نشان رفتن به كربلا ، خال دست نشان رفتن به مشهد مقدّس ، خال صورت نشان آبرو و خال سينه نشان رفتن به مدينه است :
هر ك خال ور دس ( ت ) داره /
harke xal var das dare
/ ( هركه خال بر دست دارد )
نشانى مشد مقدّس داره /
nesoni masade moqaddas dare
/ ( نشانى مشهد مقدس دارد )
هامش
( 1 ) . نك : شماره 4 . " چشمزخم " . فصل يك . همين جستار . صص 613 - 608 .