تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
" نوا " مىگويند « 1 » و خواندن اين‌گونه شعرها را در " پرسه‌هاى زنانه " " نوا آوردن " ( نوا اارده [ ن ]
nava arde [ n ]
) مىنامند . " نوا " ها معمولا " دوبيتى " يا " رباعى " و يا " تك‌بيت " هايى هستند حزن‌آور كه با آهنگى خاص و آوايى سوزناك همراه با گريه و ناله و مويه خوانده مىشوند و از اين نظر " مقولهء " ويژه‌اى هستند .

4 - غزل :

اين نوع شعر غنايى نيز در بين مردم شناخته بود و عامّهء آنان هر شعرى را كه با آواز خوانده مىشد ( بجز چهارپاره‌ها ) " غزل " مىناميدند گرچه ممكن بود گاه اين نوع شعر در شمار غزل ( طبق تعريف ادبى آن ) درنيايد . " غزل " هايى كه مردم بدانها " تغنّى " مىكردند معمولا غزلهاى فارسى بودند كه يا به همان زبان اصلى و يا با تلفّظى گويشى خوانده مىشدند . مرحوم آيتى نمونه‌هايى از غزلهاى فارسى را كه شاعران آن زمان بيرجند سروده‌اند در " بهارستان " آورده ولى هيچ " غزل گويشى " كه از زمان دورهء پژوهش ما باشد به دست نداده و نگارنده نيز به چنين غزلهايى برنخورده است . در دهه‌هاى متأخّر كه برخى از شاعران به گفتن شعر " گويشى " رو آوردند بعضى از گويندگان بيرجندى نيز بدان امر مبادرت ورزيدند و نمونه‌هاى خوبى ارائه كردند و هم‌اكنون نيز چند تن از آنان كه نام و شهرتى دارند به سبب علاقه به گويش خود و گاه از راه تفنّن غزلهايى به گويش بيرجند سروده و مىسرايند .

5 - ترانه :

در ميان اشعار عاميانهء بيرجند - مانند ساير نقاط ايران - سروده‌هايى هست كه گاه به يك " تصنيف " و گاه به يك " افسانه " و يا " روايت " شباهت دارند و مضامين و مطالب گوناگونى به صورت نقل و وصف و گاه براى جلب خير و دفع شرّ و تمنّى و اميد و آرزو و در آنها بيان شده است . اين نوع اشعار قالب و قاعده و ضابطهء خاصّى ندارند و گاه به قطعه و گاه به مثنوى شباهت دارند و بيشتر توسط بچّه‌ها خوانده مىشوند و يا آنها را براى بچّه‌ها مىخوانند . برخى از نويسندگان و پژوهندگان اين نوع شعر را " ترانه " خوانده و با اين عنوان از آنها نام برده‌اند و مىبرند « 2 » كه البتّه نبايد آنها را با " ترانه " به معنى " دوبيتى " يكى دانست . نمونه اين " ترانه " ها در
هامش
( 1 ) . " نوا " در فارسى - بجز " آهنگ " ، پردهء موسيقى ، آواز ، لوازم و نيازمندىهاى زندگى ، گروگان و . . . معنى ناله نيز مىدهد كه با كاربرد و نيز معنى اين واژه در گويش بيرجند بسيار نزديك است :فغان از اين غراب بَين و واى او * كه در نوا فكندمان نواى او" منوچهرى " ( 2 ) . دكتر ابراهيم شكورزاده ، " عقايد و رسوم مردم خراسان " . چاپ دوّم . بخش هشتم اشعار و ترانه‌ها . صص 515 - 417 .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 584 | جمال رضايى