خروس باهم " جنگ " مىكنند . خروسهاى " جنگى " معمولا كشيده قامت و نسبة لاغر و بسيار چابك هستند . در دورهء سخن ما يا دو نفر شرطبندى مىكردند و خروسهاى خود را به " جنگ " وامىداشتند و هر خروسى كه شكست مىخورد و " داو " را ترك مىكرد صاحبش بازندهء شرط حساب مىشد و يا يك نفر دو خروس جنگى مىداشت و آندو را به جان هم مىانداخت و از تماشاچيان پولى مىگرفت . اين بازى اختصاص به بيرجند نداشت و ندارد و در بسيارى جاهاى ديگر نيز معمول بود و هست .
49 - خياربازى
xeyar bazi
( خربزهبازى ) :
در بيرجند به " خربزه " ، " خيار " ، و به " خيار " ، " بادرنگ " مىگفتند و مىگويند . بازى با " خربزه " به دو گونه بود :
1 - 49 - شرطبندى بر سر شيرينى خربزه . در اين بازى كه معمولا ميان دو جوان يا دو مرد ميانسال انجام مىگرفت هركدام يك خربزه انتخاب مىكردند و بر سر درجهء شيرينى آن شرط بندى مىنمودند .
2 - 49 - شرطبندى بر سر بريدن خربزه به دو قسمت هموزن . در اين بازى دو حريف يك خربزه را انتخاب مىكردند و بر سر اينكه با تفاوت چند مثقال آن را با يك برش كارد به دو قمست ببرند شرطبندى مىكردند .
50 - دالبازى
dal bazi
( دار / درختبازى ) :
" دال
dal
" تلفّظ گويشى واژهء " دار " است كه معنى درخت مىدهد . " دالبازى " بر رفتن و بالا رفتن بر درخت و از شاخى به شاخى پريدن و خود را آويزان كردن از شاخى و . . . است و " دالباز
dal baz
" در گويش بيرجند معنى " درختباز " دارد يعنى كسى كه به چابكى بر درختها بالا مىرود و از شاخى به شاخى مىپرد و . . . و يا اين كار را روى " داربست " ها انجام مىدهد .
دالبازى در دورهء سخن ما يكى از سرگرمىها و بازىهاى جوانان بويژه كشاورزان و روستاييان بود .
51 - درنهبازى
dorne bazi
( ترنابازى ) :
واژهء " ترنا " در گويش بيرجندى " درنه
dorne
" فراگو مىشود و آن جامه يا پارچهاى است كه آن را محكم بهم بتابند و چون بر كسى بزنند دردآور باشد . " درنه " جزء ابزارهاى تنبيه و