يكصد و بيست و چند سال پيش در نظر او « قديمى » آمده و مردم هم آن را سدّى از قديم مىدانستهاند ولى سال ساختن آن به درستى معلوم نيست .
« بند عمر شاه » نيز مانند « بند دره » چند روستاى شمالى خود را كه در پا و شيب كوه قرار دارند مشروب مىكرده و مازاد آب آن را به شهر مىبرده و به آب « قصبه » مىافزوده و براى زراعت از آن استفاده مىكردهاند . معمولا آبانبارهاى بيرجند را هم از آبى كه از همين درّه به شهر مىبردهاند پرآب مىكردهاند . بهعلاوه آسيابى هم در كنارهء شرقى ابتداى اين درّه وجود داشته كه با آب اين بند مىگشته است و خرابههاى آن در دورهء سخن ما هنوز باقى بود .
يادداشت - اين دو بند و روستاهاى پيرامون آن از تفرّجگاههاى بيرجند بوده و هست و از قديم مردم بهويژه جوانان و نوجوانان براى گردش و هواخورى و مخصوصا شنا و آبتنى به اين دو بند مىرفته و مىروند .
3 - 1 - بند ژرف / جرف :
در شش كيلومترى جنوب غربى بيرجند - بر روى سينهء دامنهء كوه باغران - دو روستاى به هم پيوسته به نام « چهكند » ( چهكند روى سينه ) وجود دارد كه شمالى را « چهكند پايين » و جنوبى را « چهكند بالا » مىخوانند . در جنوب « چهكند بالا » - در دل كوه باغران - درهاى پهن و « ژرف » هست كه به آن « درّهء ژرف » ( درّى جرف
darrey jarf
) مىگويند . در انتهاى اين درّه آبشارى به ارتفاع چند متر به چشم مىخورد كه اگر در زمستان و بهار برف و باران قابل ملاحظهاى باريده باشد آب فراوانى از آن فرو مىريزد و منظرهء بديعى به وجود مىآورد « 1 » . در بالاى آبشار درّه گشادگى بيشترى پيدا مىكند ، در اين قسمت تعداد زيادى درخت گردو وجود داشت كه مانند يك جنگل كوچك « جوز » بود و همهء درختهاى آن به اهالى چهكند تعلّق داشت . در جنوب شرقى اين « جوزستان » و در شمال شرقى آن « آبشار » در يك نقطه درّه تنگ مىشود . در اين تنگناى درّه در روزگاران گذشته - در زمانى كه بدرستى معلوم نيست - « بندى » از نوع دو بند بزرگ قبلى ساخته شده بود كه در زمان مورد پژوهش ما - بهسبب فروريختن
هامش
كشيده شده ، بهقدر ده فرسخ كه مسمّى است به كوه باقران ( باغران ) . . . ميان درّهها و شعب ( هاى ) اين كوه چشمهسار و اشجار و تكتك خانههاى رعيّتى بسيار است . در يكى از آن شعب [ ها ] كه محاذى شهر بيرجند است و نيم فرسخ تا شهر مسافت دارد سدّى بستهاند از قديم كه فاضلاب چشمهسارها آنجا جمع مىشود و بهقدر حاجت به اراضى و زراعت شهر مىآيد و آن سدّ معروف است به بند « عمر شاه . . . » . « سفرنامهء ميرزا خانلر خان اعتصام الملك » . ص 196 .
( 1 ) . مرحوم حاج شيخ محمّد حسين آيتى در غزلى به مطلع : بيا كه نوبت « چهكند » و « گلشنآباد » است هوا لطيف و چمن سبز و مشكبو باد است كه در وصف « چهكند » سروده است و در يك بيت « آبشار ژرف » را بدينگونه وصف مىكند :بر آبشار نگر چون رسى به درّهء ژرف * كه جوى نقره مسلسل به روى فولاد است