تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
گورستان دارد و چند تن از نامداران و گزيدگان و عارفان و پارسايان و نيز شمارى از « خواجگان » در آن مدفون هستند و هم جنبهء زيارتگاه داشت و هم جنبهء تكيه و برخى از مراسم عزادارى در دههء اول محرّم در آنجا برگزار مىشد يا از آنجا آغاز مىگشت و نخل‌ها را در آن نگه‌دارى مىكردند و از آنجا حركت مىدادند « 1 » .

19 - 4 - حسينيّهء خيّاطها :

اين حسينيّه خانهء وقفى نسبتا كوچكى بود كه در يكى از كوچه‌هاى شمالى كوچهء پايين شهر - تقريبا روبروى آب‌انبار ملك - قرار داشت و « خيّاطها » در آن روضه‌خوانى مىكردند . متصدّى اين حسينيّه « آقا سيد محمّد ورعى » نام داشت و بعد از درگذشت او برادرش « آقا سيد هادى فراتى » تصدّى آن را به عهده گرفت .

20 - 4 - حسينيّهء دبّاغ‌ها :

« دبّاغ » هاى بيرجند در يك خانهء وقفى روضه‌خوانى برگزار مىكردند . اين خانه در كوچه‌اى كه از شمال بند معروف « حاجى محمّد جعفر » به طرف جنوب سربالا مىرفت واقع بود و به آن حسينيّهء دباغ‌ها مىگفتند .

21 - 4 - حسينيّهء دختر آخوند :

در غربىترين كوچهء شمالى - جنوبى شهر ( ته ده ) كه از ميان دو مسجد بزرگ آن محلّه مىگذشت - و در غرب آن - يك خانهء بسيار كوچك خشت و گلى وجود داشت كه در آن در دههء نخست ماه محرّم - به‌ويژه اواخر اين دهه - صبح‌ها و پيش از طلوع آفتاب روضه‌خوانى مىكردند . اين خانه به بانويى ملّا ، باسواد ، پارسا و متديّن تعلّق داشته كه پس از او به بازماندگانش رسيده بود . نام اين بانو « بىبى سيّده » بوده و چون پدرش نيز عالم و « آخوند » معروفى بوده به نام « دختر آخوند » مشهور شده بوده است « 2 » . او در زمان حياتش اين روضه‌خوانى را برگزار مىكرده و پس از او - در دورهء پژوهش ما - بازماندگانش نيز رسم او را
هامش
( 1 ) . نك : خواجهء خضر . صص 141 - 140 . ( 2 ) . مرحوم آيتى در « بهارستان » مىنويسد : « حاجيه بىبى سيّده زنى بافضيلت و سواد از خانوادهء علم و اجتهاد و تقوى و سداد بوده و به موعظت و خطابت بانوان را ارشاد مىنموده . . . » و اين دو بيت را از او نقل نموده است :من آن زنم كه همه كار من نكوكارى است * به زير مقنعه آيين من كله‌دارى است نه هر زنى به دو گز مقنعه است كدبانو * نه هر سرى به كلاهى سزاى سردارى استنك : « بهارستان » ص 373 .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 126 | جمال رضايى