تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
عظيم روىداده و از آن راه ميگذشته بقبر شيخ مذكور ملتجى مىشود . اتّفاقا از آن مهلكه خلاصى يافته آنجا را مرمّتى كرده وصيّت مينمايد كه چون اجلش رسد در جوار شيخ دفنش كنند ، در سنهء يكهزار و دويست و شصت و شش هجرى كه از جهان ميگذرد جسدش را حمل نموده در آنجا به خاك ميسپارند و بناى تكيه مينمايند ، تالارى كه بواسطهء دو ستون از سنگ يكپارچه قائم است بنياد ميكنند و سنگ بسيار بزرگى بر قبرش ميافكنند . اشعارى ببحر تقارب مرحوم داورى ابن وصال گفته بر آن نقش مينمايند و آن قبر در تالار مذكور است به طرف دست چپ شيخ قدّس سرّه بطورى واقع شده كه مزار شيخ در اعلا و قبر ايلخانى در اسفل است زيرا كه مزار مذكور در بلندى بوده چون جلو آن را تالار برپا نموده‌اند لذا فضاى تالار دو طبقه مينمايد و قبر ايلخانى در طبقهء پائين است و در آن تكيه چند اطاق ديگر هست و باغچه‌أى هم دارد و آن تالار و بناها بمرور و دهور روى به خرابى نهاده بود در اين ازمنه حاجى نصر اللّه خان ايلخانى مذكور بمرمّت آنجا پرداخته بسر كارى جناب ميرزا على خان بواناتى ملقّب بانوارى كه از جمله سلاك ذهبى است مجاهدى است صاحب حال و سالكى حميده خصال » « 1 » پس از اين قسمت در كتاب آثار عجم بذكر شرح احوال شيخ اقطع و توضيح اينكه سه نفر از عرفا بدين‌عنوان خوانده شده‌اند ميپردازد كه چون از موضوع اين كتاب خارج است نقل آن مورد ندارد و بهرصورت در كتاب مثنوى ( جلد سوّم - آغاز ثلث دوّم جلد مزبور ) شرح‌حال شيخ اقطع معروفتر از دو ديگر ضمن اشعار نغزى بيان گرديده است و مرحوم فرصت الدّوله هم در پايان ذكر اين مطلب در بارهء هويّت پير بناب چنين مينگارد : « فقير مؤلّف از شخصى ثقه مورّخ شنيدم سيّد مذكور در اوايل حال در كوه تودج فارس به‌عبادت ميگذرانيده سپس در اين كوه كه مدفن اوست آمده و تاريخ فوتش معلوم نشد » . اكنون بقعهء نامبرده يكى از گردشگاه‌هاى زمستانى مردم شيراز است و بناى آن مجدّدا در معرض تباهى و ويرانى قرار دارد .
هامش
( 1 ) - آثار عجم تأليف فرصت الدوله چاپ بمبئى 1314 هجرى قمرى ص 489 ببعد