در مرحلهء بعد از طهمورث و صدها سال قبل از ظهور زردشت ، چنان كه مسعودى ، مورخ مشهور اسلامى ، مؤلف كتاب مروج الذّهب و معادن الجوهر در نيمهء اول قرن چهارم هجرى بيان مىكند ، اين قلعه مورد استفادهء پيروان آيين مهرپرستى « 1 » بوده است كه آيين آرياهاى ايران و هند منظرهء پل ورگون ( كه امروز پل فلاورجان ناميده مىشود ) از پلهاى بسترى غربى زايندهرود كه در عصر صفوى بنا شده است .
بوده و از ايران به آسياى صغير و يونان و بالكان و اروپا رفته و در مسيحيت نفوذ كرده است .
مسعودى مىنويسد قبل از ظهور زردشت ، در اين قلعه يا معبد كه به نام ستارگان ، يعنى خورشيد و ماه و پنج ستارهء ديگر برپا شده بود و از آن به معبد مارس « 2 » نام مىبرد ، بتهايى بود كه يستاسف پادشاه ( - گشتاسب ، اولين پادشاه ايرانى كه آيين زردشت را پذيرفت
هامش
( 1 ) .Mithraisme( 2 ) . مارس ، نام خداى جنگ روميان ، پسر ژوپيتر و ژوتون بوده است و روميان مارس را پدر رومولوس( Rumulus )نخستين پادشاه روم مىدانستند . در يونان قديم به جاى مارس ، خداى جنگ را آرس( Ares )مىناميدند .