ملكشاه كه دوران وليعهدى خود را نيز در اصفهان گذرانيده بود ، بعد از قتل پدر خود آلب ارسلان اصفهان را به طور رسمى به پايتختى خويش انتخاب كرد و عمارتهاى بسيار از كوشكها و باغها به دستور او به وجود آمد مانند باغ كاران و بيت الماء و باغ احمد سياه و باغ دشت كور قلعه شهر و دزكوه كه خزانهء خود را در اين محل آخرى جاى داد .
باغهاى چهارگانهء مزبور هر يك هزار جريب مساحت داشته و به انواع گلها و رياحين آراسته بوده ، ولى باغكاران مشهورترين آنها بوده است .
اين باغ تا قرن هشتم هجرى نيز شهرت دورهء سلجوقى خود را از دست نداده بودهاست و هماكنون قسمتى از محلهء خواجوى امروز به نام باغ كاران شهرت دارد .
در سال 724 هجرى ، استاد سعد الدين هروى ، كه از فاضلان آن عصر بوده ، در وصف اصفهان قصيدهاى سروده و از باغكاران چنين ياد كرده است :
هركه را بينى همه لطف است و احسان و كرم * هركجا باشى همه آبست و باغ و بوستان
آب حيوان است گويى پيش بستان ارم * زندهرود او كه دارد باغكاران بر كران
خواجه حافظ شيرازى نيز در يكى از غزليات خود از باغكاران اصفهان چنين ياد كرده است :
گرچه صد رود است در چشمم مدام * زندهرود و باغكاران ياد باد
ملكشاه ، كه قلمرو سلطنتش از انطاكيهء شام تا كنار سيحون بود ، هر موقع فراغتى حاصل مىكرده در باغ نقش جهان ( محل فعلى ميدان شاه ) كه خود احداث كرده بوده ، با وزير دانشمندش خواجه نظام الملك به سر مىبرده و در همين تاريخ است كه ثروت شهرهاى ممالك سلجوقى