ايران در قرن ششم هجرى ، مىگويد :
نوبت زن صبح را چه افتادهست * كز كوس و دهل نمىكند ياد
و در اينباره سعدى مىگويد :
سعديا نوبتى امشب دهل و سنج نكوفت * يا مگر روز نباشد شب تنهايى را
تا اين اواخر دو بناى سه طبقه در قسمت فوقانى دو بازار طرفين سردر بازار قيصريه ، در شمال ميدان نقش جهان ، و در مجاورت نقش كاشيكارى برج قوس يا طالع اصفهان وجود داشت كه به پيروى از سنت قديم ايرانيان به هنگام طلوع و غروب خورشيد ، دستهاى از نوازندگان ، آهنگهايى را مىنواختند و سياحّان عصر صفوى و دورهء قاجار در سفرنامههاى خود شرح و تصويرهايى از آن به دست دادهاند و از آن جمله است تصويرى كه ديولافوا ، جهانگرد فرانسوى ، در نيمهء دوم قرن نوزدهم ميلادى ، در سفرنامهء خود كه به زبان فارسى هم ترجمه شده به دست داده است .
با توجه به سوابق تاريخى كه ذكر شد ، نتيجهگيرى مىكنيم كه نقش برج قوس و صورت فلكى آن ، كه طالع شهر اصفهان است ، در سردر باعظمت بازار قيصريه داستانى زيبا و دلانگيز دارد و اين صورت فلكى مىتواند همواره علامت و نشانهء مخصوص اين شهر افسانهاى دنيا باشد .
اصفهان پس از انقراض سلسله ساسانيان و تسلط اعراب بر اين شهر
پس از انقراض دولت ساسانيان ، اصفهان نيز مانند ساير شهرهاى ايران كه بتدريج تحت سلطه اعراب درآمد ، به چنگ تازيان افتاد . پس از فتح نهاوند ، چون عمر خليفهء دوم متوجه شد كه يزدگرد همواره در هر گوشهاى جنگى بهپا مىكند ، لذا فرمان داد تا قواى كوفه و بصره براى فتح