يوم دوشنبه هفتم .
توقف قوش كرپى ، ديروز اين روز اسب نظر خان قاجار را در حسين آباد يموت به سرقت برده آمده در قوش كرپى به نواب و الا عرض كرد . سركار شاهزاده از خان خانان خواستند و خان خانان نيز از بكنج خان يموت دوجى خواستند . از يموت گرفته آورد رد كرد . ولى اين اسب را كه به آن نوع و به اين حكم از چارواى يموت گرفتند جميع يموت حساب كار خود را كردند و چشمشان به جا افتاد . نيز در اين روز قوشه سردار تاتار از طايفهء يموت به جهت سركار خان خانان حكايت كرد كه طايفه تكه به جهت نگاه داشتن جعفر قليخان كرد و سالار كه هر يك را كدام طايفه نگاه دارند با پشكل شتر پشك زدند .
در آن وقت جمعيت زيادى از هر جا در خدمت خان خانان حاضر بودند . از كيفيّت قرعهء با پشك شتر رقّت زيادى از خنده به اهل مجلس دست داد .
يوم سهشنبه هشتم .
ميرزا اسمعيل لشكر نويس مىرفت خدمت نواب شاهزاده ، اسب / 96 / بيگلربيكى لگدش زد ، اما به حمد اللّه آسيبى به او نرسيد . فقره ديگر اينكه يوسف بيك تفنگدار در اردو بناى مذبذبى را گذارده بود . نواب و الا مطلع شده احضارش نموده سياست فرمودند كه من بعد ترك فضولى و مذبذبى را كرده ما بين سران سپاه را افساد و [ دو ] به هم زنى نكند و در اين روز نيز پير محمد خان و غلماق خان يلقى وارد اردو شدند و خواهشمند اين شدند كه در اين سفر در ركاب نواب و الا باشند .
يوم چهارشنبه نهم .
خان خانان ديدن بيگلربيكى رفته غائلهاى كه در باب دهات مازندران و استرآباد طرفين در ميان داشتند رفع نموده و هر دوى ايشان برادرانه به خدمت گزارى نواب و الا كمر بستند .
يوم پنجشنبه دهم .
چركس جعفر باى يك باب آلاچيق به جهت نواب و الا آورده انعام و خلعت گرفته و مورد التفات شد . و در اين روز نيز حاجى صفدر قلى به جهت تنخواه نواب سيف الدوله كه از جانب وزير مختار انگليس آمده بود خدمت نواب و الا آمده بىمزگى كرده به نوع خوشى