اين راه مىروند . اين راه از گدوك شاه عباسى داخل درّهء تلار « 1 » مىشود و از آنجا به جنگل مازندران مىرود . ما در سمت راست گدوك از راه كوهستان واقعه در سمت شرقى رفتيم و از چندين دهات مازندران عبور نموديم .
مازندرانيها در فصل تابستان با گله و رمهء خود به اين دهات ييلاق مىآيند . لباس و وضع اهل اين دهات با وضع اهل دهاتى كه تا آنجا ديده بوديم تغييرات كلّى داشت .
مردان مازندرانى همه كلاه پوستى بزرگ در سر دارند و يك نيم تنه و شلوار تنگ در بر مىكنند و پا را با پاتوه مثل اهل شمال هندوستان و كشمير مىپيچند و زنان آنها پيراهن قرمز ابريشمى و زير جامهء آبى رنگ مىپوشند و روگيرى در ميان ايشان معمول نيست .
چشمه كبود قريهء بسيار كوچكى است . چشمهء آب بسيار خوبى دارد و در آنجا بجز شير و علف چيزى يافت نمىشود . راه اين كوهستان بسيار سخت است و كوهها همه خشك هستند ، و لكن از قلل جبال در سمت شمال جنگل مازندران نمايان است . در حوالى چشمه كبود ميوهاى به عمل مىآيد كه موسوم است به گل شوچير كه به زبان فرانسه آن را گروزى
Groseille
مىگويند .
منزل هجدهم از چشمه كبود به سلش
راه اين منزل بسيار سخت و دشوار بود و از وسط كوهستان به سمت شرقى مىرفت .
سلش يك چمنى است كه چند جريب زمين وسعت دارد . چوپانهاى ايل سنگسر « 2 » همه ساله در فصل تابستان بدانجا مىروند و در فصل زمستان اين ايل در قريهء سنگسر « 3 » واقعه در سمنان سكنى دارند . در سلش سياه چادر مىزنند و گله و رمهء خود را در آن چمن مىچرانند و از شير بز / 238 / و ميش خود ماست و پنير براى فروش درست مىكنند . ايل سنگسر ايل بسيار معتبرى است و از سمنان الى خنگ هر جا چمن خوبى دارد مرتع ايشان است .
در سلش چون بجز شير و پنير چيزى نبود آذوقه از منزل قبل حمل نموديم . ارتفاع اراضى آنجا دو هزار و نهصد ذرع است و قدر قليلى در آنجا زراعت مىشود . در اين وقت حاصل به دست آمده بود و رعايا معطل درو بودند . بدين واسطهء به مبلغ گزافى يك
هامش
( 1 ) . اصل : تيلار .
( 2 - 3 ) . اصل : سنگ سين .