تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

محمد بن علىّ الاستر آبادى

از اجّلاء روات اخبار ائمّهء اطهار بوده ، شيخ صدوق عليه الرّحمه ، در كتب خود از آن بزرگوار روايت مىكند ترضيه و ترحيم بر او مىفرمايد . در رجال ابو على كه مسمى به منتهى المقّال است از تعليقهء استاد علّامه چنين مىفرمايد : محمد بن على بن عبدك استرآبادى كنيهء او ابو محمد است و از اهل جرجان است و به محمد بن على عبدكى معروفست ، از كبار متكلمّين در امامت است . مصنّفات بسيار دارد ، از آن جمله كتاب تفسير و كتاب ردّ بر اسماعيليه است .

محمد بن على بن ابراهيم الاسترآبادى

از اعاظم علماء استرآباد است . كتابى در رجال تصنيف نموده در تعليقهء علامه آقا محمد باقر بهبهانى عليه الرحمة به عنوان ابن على بن كبل متعرّض احوال او شده است .

محمد بن ابى نصر الخصيب بن عبد الحميد جرجانى

در زمان خلفاء بنى عباس بوده و وزارت منتصر باللّه و خليفه بعد از / 112 / او را نيز نموده ، چون نوبت خلافت به مستعين باللّه رسيد به سبب جرمى كه ازو صادر شده بود او را اخراج نمود و به جزاير مغرب روانه نمود . گويند بسيار با تهوّر و غليظ و طيش بود . روزى سوار شده بود و به جايى مىرفت . كسى از رعايا به عنوان تظلّم به او عارض گرديد و شكايت حال خود نمود . پا از ركاب برآورده نيزهء كوچكى كه در دست داشت چنان به سينهء او زد كه فورا مقتول گرديد . اين خبر انتشارى يافت . بعضى از شعراء در باب او اين دو بيت را انشا نمود :
قل للخليفة يا بن عم محمد * اشكل وزيرك انّه ركّال
اشكله عن ركل الرجال و ان ترد * مالا فعند وزيرك الاموال
و خصيب مزبور كه پدر اوست از اهل فضل و بذل و سخا بوده است . امارت مصر را نيز تفويض به او نموده بودند و ابو نواس از بغداد به مصر به ديدن او رفته اين قصيده را كه بعضى ابيات آن را مسوّد اوراق تسويد نموده براى او خواند . انعام موفور و بذل غير محصور به او فرمود و از مصر مراجعت به بغداد نمود و قصيده اين است :
تقول اللتى من بيتها خف مركبى * عزيز علينا ان نراك تسير