براى اطلاع آندسته از خوانندگان اين كتاب ، كه مطالعاتى دربارهء دين زردشت ندارند ، اجمالا ميگوئيم كه بنا بنوشتهء « دين كرت » ، از كتب معروف زردشتيان ، زردشت ميگفت كه عالم از دو اصل ناشى شده است روشنائى و تاريكى . اين دو اصل باهم در منازعه هستند و فيروزمندى و شكست نصيب هردو ميگردد . ازاينرو عالم به دو قسمت شده لشگر روشنائى يا خوبى و لشگر تاريكى يا بدى . سر سلسلهء قسمت خوبيها هرمزديا « آهورامزدا » و سالار لشگر بديها اهريمن يا « انگرهمىنيو » است .
زردشت به شش وجود مجرد « 1 » ، مثل چهار ملائكهء درجهء اول دين اسلام « 2 » ، قائل بود كه بنام « امش سپنتان » معروفند « 3 » و بجمعى وجودهاى مجرد درجهء دوم باسم « يزت » يا ايزد و يزدان نيز اعتقاد داشت كه ياران و كمككنندگان اهورامزدا بودند .
براى اهريمن نيز يارىدهندگانى تصور مينمود و آنها را « دائوا » يا ديو ميخواند .
بعقيدهء او اهورامزدا خالق نيكيها و اهريمن آفرينندهء بديها بود و از اين جهت است كه كيش او را ثنوى ميگويند زيرا به دو خالق و دو خدا اعتقاد داشت . او در كشمكش بين آن دو فتح و فيروزى نهائى را از آن اهورامزدا ميدانست و براى رستگارى انسان در دنياى بعد از مرگ ، مساعدت به اهورامزدا را با عمل به سه اصل پندار نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك ضرورى ميشمرد . « 4 »
دين اردبيليان بعد از ظهور اسلام :
بارى پس از آنكه اردبيل بدست سپاه عرب گشاده شد دين اسلام جانشين آئين گذشته گشت و بطوريكه در جاى خود گفتهايم اولين مسجد جامع اسلام اين شهر در سال 35 يا 36 هجرى بوسيلهء « اشعب بن القيس الكندى » ساخته شد و اعتقاد بوجود خداى يگانه جانشين ثنويت كيش زردشتى گرديد . مردم در اندك زمانى به احكام قرآن و اصول
هامش
( 1 ) - اين شش وجود عبارتند از : بهمن ، ارديبهشت ، شهريور ، سپندارمذ ، خرداد ، امرداد .
( 2 ) - اين چهار ملائكه جبرائيل ، ميكائيل ، اسرافيل و عزرائيل ناميده ميشوند .
( 3 ) -Amesha - spenta.
( 4 ) - اقتباس از ايران باستانى . حسن پيرنيا . تهران . 1306 . قسمت اول از مبحث چهارم .