آئين مادها ، يعنى مغها ، دين شايع را بخرافات و ترهات و جادوگرى و ساحرى آلوده بودند زردشت براى اصلاح آن بپاخاست « 1 » و شروع بدعوت مردم باصول واقعى دين نمود .
ما در جلد اول اين كتاب راجع بزردشت و بعثت و دعوتهاى اوليهاش سخنانى گفتهايم و در اينجا نيازى بتكرار آنها نمىبينيم فقط بر سبيل يادآورى ميگوئيم كه در دوران قبل از ظهور زردشت ، مركز تربيت روحانيان دينى در مغان اردبيل بود و سبب تسميهء آنجا به « مغان » هم سكونت مغها در آن خطه گشته است .
زردشت نيز كه بگفتهء مورخان يكى از روحانيان آئين هورمزد بود بزعم قوى از اين نقطه برخاسته درصدد پيراستن مذهب از اوهام و خرافات برآمده است و با ارائهء اوستا مردم را بآئين خويش فراخوانده است . اما مغها بمخالفت با وى قيام كرده عرصه را بر آن روحانى صديق تنگ نمودهاند و او از ترس جان يا باميد پيشرفت امر تبليغ ، بمشرق ايران و توران مهاجرت كرده و سرنوشتى را كه بر او مقدر بوده است پيدا كرده است .
آنچه از اين گفتار نتيجه ميگيريم اينستكه ساكنان باستانى اردبيل ، كه از طايفهء ماد و بازماندگان بوميان اوليه بودهاند ، بقول مورخان ، مذهب هورمزدپرستى داشتهاند بعد كه زردشت قيام كرده « 2 » و در دشت مغان و اردبيل و دامنههاى سبلان و سپس در اطراف درياچهء « اروميه » بتبليغ احكام دين پرداخته جمعى از مردم بدان آئين گرويدهاند . ولى چون مغهاى ديگر بمخالفت با وى برخاستهاند كيش او در آن ناحيه پيشرفتى نكرده است .
ما از آئين هرمزدپرستى اطلاعى نداريم ولى از اين نوشتهء مورخان كه گفتهاند زردشت آن دين را از اباطيل و اوهام زدود نتيجه ميگيريم كه اگر چنين باشد و آئين زردشت همان دين اصلاح شدهء مردم باستان شود در آنصورت بايد قبول كرد كه دين
هامش
( 1 ) - ايران باستانى . حسن پيرنيا . تهران 1306 . ص 428 .
( 2 ) -Williams Jackobگفته است كه زردشت در 660 قبل از ميلاد به دنيا آمده و در 587 قبل از ميلاد درگذشته است ( تاريخ اديان . دكتر على اكبر ترابى ) .