تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
بقول مورخان زبان درباريش نيز تركى بود و حتى مقامات و مناصب كشورى و لشگرى هم اسامى تركى داشت . شاه اسماعيل اشعارى نيز بتركى سروده و ديوانى كه بديوان خطائى معروف است از خود باقى گذاشته و اينك نمونه‌اى از آن اشعار :
منيم بوتنده كى جانيم عليدور * منيم هم دين و ايمانيم عليدور گجه گوندوز گزه رم روضه سينده * منيم روضهء رضوانيم عليدور حسن ايله حسينون باغچه سينده * منيم بلبل خوشخوانيم عليدور منم بير قطره سو شاهون يولوندا * منيم درياى عمانيم عليدور حاجيلر حج ايدر حنان و منان * منيم حنان و منانيم عليدور منه بو دفتر و ديوان گره كمز * منيم دفتر و ديوانيم عليدور يوزنك مصحفينه بنده خطائى * بيان علم قرآنيم عليدور
« 1 » شيخ صفى الدين هم بتركى اشعارى سروده است ولى ابن بزاز در صفوة الصفا مينويسد كه او تركى را مثل عربى و فارسى در مكتب آموخته است . متانت اشعار او هم حكايت از آن دارد و ابيات زير نمونه‌اى از اشعار تركى او مىباشد :
اى رونق بهار و چمن گل موسن نه سن ؟ * اى اختيارى الدن آلان بيلموسن نه سن ! دور يوزونده سبزهء خطون گوره‌ن دير * ريحان موسن بنفشه و سنبل موسن نه سن ؟
هامش
( 1 ) - ترجمهء آنها به فارسى چنين است : اين روحى كه در بدن من است على است . دين و ايمان من على است . شب و روز در باغ ( مهر ) او قدم ميزنم زيرا روضهء رضوان من على است . در باغ ولايت حسن و حسين ، بلبل خوشخوان من على است . من در مقايسه با على مثل يك قطره آبم ولى على درياى عمان من است . حاجيها حنان و منان را حج ميكنند ولى حنان و منان من على است . اين دفتر و ديوان سلطنت براى من لازم نيست زيرا دفتر و ديوان من على است . خطائى بندهء مصحف روى اوست ، بيان علم قرآن براى من على است . ( توضيح : شاه اسماعيل در اشعارى كه ميسروده « خطائى » تخلص ميكرده است . )
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 65 | بابا صفرى