سالاريه رسيديم دو تانك را در طرفين در و روبروى بنا ديديم . دريچههاى بالاى آنها باز بود . در يكى از آنها يكنفر از مهاجرين روسى ، كه تا ديروز در تازه ميدان اردبيل لباسفروشى ميكرد ، هفت تيرى بدست گرفته به زبان تركى خطاب به چند نفرى كه مثل ما بتماشا آمده بودند ، سخنرانى مىنمود و از خيانت عمال دولت ايران و ظلم و جور آنها نسبت بمردم ، كه بقول او الهام از « نازيسم » و « كاپيتاليسم » مىگرفت ، مطالبى بيان مىداشت و در بالاى تانك ديگر يكنفر سالدات روسى با كلاه كاسك سر از دريچه درآورده از آن گوينده مراقبت ميكرد .
از يك ساعت قبل از ورود تانكها جمعى از اهل محل براى تماشا به طرف سربازخانه رفته بودند . چون كسى از آنها جلوگيرى نميكرد وارد سربازخانه شده با جسد عدهاى از سربازان ، كه در حملهء هوائى صبحگاهى آماج تيرهاى مسلسلها قرار گرفته بودند ، مواجه شدند و براى تهيهء وسايل دفن و كفن آنها مبادرت كردند .
بعضى از آنها هم مجروحين را يارى داده با بستن زخمها آنها را براى رسيدن بخانهها يا رفتن بروستاهاى محل سكناى خود كمك نمودند .
مقارن ورود تانكها بسربازخانه كسانى از محلات اطراف شروع ببردن خواربار و روغن و حبوبات از سربازخانه كردند و اين كار تا بدان جا كشيد كه برخى دست ببردن پتو و ملافه نيز باز كردند و مخصوصا فرشهائى را كه چند روز پيش ارتشيان به قصد استفاده در موقع مبادا از مساجد آورده بودند بيغما بردند .
در سربازخانه واقعهء غير مترقبهاى اتفاق افتاد و يكى از هواپيماهاى اكتشافى روسى بوسيلهء يكى از تانكهاى خود آنها سرنگون گرديد . بدين معنى اولين تانكى كه بسربازخانه رسيد هواپيمائى را از دور در حال پرواز به طرف خود ديد و بتصور آنكه هواپيما متعلق بآرتش ايران است به طرف آن آتش گشود . تير بهدف اصابت كرد و هواپيما سقوط نمود و چند روز بعد بدنهء متلاشى شدهء آن بوسيلهء كاميون بروسيه حمل گرديد .
حوالى ساعت دو بعد از ظهر بود كه نيروى زمينى روسها وارد شهر شد .
پيشاپيش آنها تانكها و زرهپوشهاى زيادى بود كه پشت سر هم از راه آستارا و نمين
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٩