نفرستاد ، و واقعا هم نفرستاده است ، نقل آنچه تجليلى از وى و عقايد « مسلم الفساد » او ميتواند محسوب شود ؟
نقد يك دانشمند ايرانى خارج از كشور :
اينها ايراداتى بود كه يك روحانى دانشمند از اردبيل بر « اردبيل در گذرگاه تاريخ » مرقوم داشته است ما با احترام زايد الوصف نسبت بايشان اينك نقد يك فيلسوف و اديب ايرانى را از خارج از كشور ، در باب جلد اول اين كتاب نقل مينمائيم .
ما آن دانشمند را شخصا و باسم نمىشناسيم ولى در نامهاى كه از يكى از علاقمندان كتاب از اروپا دريافت داشتهايم چنين ميخوانيم : « يكى از فضلاى معاصر ايران ، كه در اغلب « انسيكلوپدى » ها اسمى از ايشان بعنوان فيلسوف و اديب معاصر ايران برده شده در تابستان سال پيش بعد از مطالعهء كتاب شما نقدى بر آن نوشت كه بعضى از قسمتهاى آن را براى اطلاع شما ميرسانم :
1 - جهت مثبت كتاب ثبت وقايع شهر اردبيل در دوران مشروطيت و پس از آن است . كه در عين حال زندگى سياسى و اجتماعى اين شهر معروف را منعكس مىكند . اين كتاب با فارسى روان نسبتا بىغلط نوشته شده و با رغبت خوانده مىشود .
گرايش سياسى آشكار كتاب روحيهء شديد ضد روسى آنست . اين روحيه هم نسبت بروسهاى تزارى و هم با قبول تناقض منطقى نسبت به بلشويكها و مجاهدين قفقازى هردو بروز مىكند .
2 - در عين حال در كتاب نوعى ميهنپرستى اردبيلى شديد در مقابل تبريز و ديگر شهرهاى آذربايجان ديده مىشود . حتى كوشش شده است با كوچك كردن ستار خان و بزرگ كردن بيش از حد آقا بابا خان عملا قهرمان اردبيلى بقهرمان غير اردبيلى پيشى گيرد .
3 - بخش جغرافيائى و جغرافياى تاريخى و بخش ما قبل مشروطيت كتاب بسيار مجمل و ضعيف است .
4 - جلد اول كتاب « اردبيل در گذرگاه تاريخ » رويهمرفته كتاب بدون فايدهاى نيست و متضمن يكسلسله وقايع و اسناد است كه تاريخ شهر و تاريخ كشور ما را از لحاظ برخى جزئيات غنىتر ميسازد ولى اگر آقاى صفرى باتكاى آنكه از اين پس