بقعه باز ميشده است كه امروز آن مسافرخانه از بين رفته و عرصهء آن بملكيت اشخاص درآمده مبدل بخانههاى شخصى گشته است .
اين مسافرخانه در زمان آبادى خود مخصوص زائران بقعه و مسافرانى بود كه از نقاط ديگر براى زيارت بدين شهر ميآمدند .
زيارت تربت شيخ صفى الدين در عهد سلاطين صفوى بين ايرانيان معمول بود و بقول تاورنيه « خلق ايران بجهة اعتقاد مذهبى ، يا بسبب تملق بخانوادهء صفويه ، از بلاد بعيده به زيارت مقبرهء شيخ صفى الدين » ميآمدند .
در ايام حيات شيخ نيز زائرانى از نقاط مختلف ايران باردبيل وارد ميشدند و مؤلف سلسلة النسب صفويه از قول مولانا شمس الدين برنيقى مينويسد كه او ميگفت « طالبان و مشتاقان حضرت شيخ را كه به قصد زيارت ميآمدند شمردم از راه مراغه و تبريز در سه ماه سيزده هزار نفر گرديد . از باقى اطراف بر اين قياس » .
و در كتاب زندگانى شاه عباس اول نيز آمده است كه شاه اسماعيل نامهاى به « بايزيد دوم » پادشاه عثمانى نوشته از او خواست كه مأموران خود را از اينكه مانع مسافرت زائران بقعهء شيخ صفى الدين ميگردند باز دارد .
مسافرى كه در آن مسافرخانه منزل ميكرد سه شبانهروز با دريافت غذاى خود و عليق مركوبش مورد پذيرائى قرار ميگرفت بدون آنكه هيچگونه سوآلى از او به عمل آيد . بعد از سه روز نمايندهء متولى از او مبداء و مقصد مسافرتش را ميپرسيد و چنانچه حاجتى داشت در برآورده شدن آن همراهى مينمود .
زائران بقعه در ايامى كه در اين شهر بودند غالبا از غذاى آستانه استفاده ميكردند .
امروزه باغچههاى اين صحن بزرگ مثل قديم درختكارى و گلكارى مىشود و محيط زيبائى توأم با روحانيت بقعهء شيخ صفى الدين بوجود ميآورد .
راهروى وسطى در منتها اليه خود به در كوچكترى ميرسد كه در وسط ضلع غير موازى ذوزنقه قرار دارد . اين درگاه از سنگ مرمر ساخته شده و در يكطرف آن با خط نستعليق خيلى زيبائى اين عبارت :
سال تاريخ . . . « 1 » اساس شاه تاجبخش نوجوان عباس شاه دين عباس
هامش
( 1 ) - يك كلمه خوانا نيست .