شاه نيز يك اصطلاح عرفانى است و در بعضى از سلسلههاى تصوف بعنوان قطب و مرشد اول شناخته مىشود مثل « شاه نعمت اللّه ولى » يا « سلطانعليشاه گنابادى » و « صفى عليشاه تهرانى » و . . . ولى در برخى از سلسلهها اطلاق اين عنوان بمرشد بزرگ ديده نميشود و سلسلهء مربوط به شيخ صفى الدين هم از آن جمله مىباشد .
ابن بزاز در كتاب صفوة الصفا ، ضمن حكايات زيادى كه از حالات شيخ صفى الدين آورده ، نام جمعى از بزرگان تصوف را با عنوان پير و پيره و مولانا و شيخ ذكر كرده است . در دورههاى بعد ، حتى در عهد سلسلهء صفوى هم ، كه سلاطين مرشد و قطب خانقاه اردبيل نيز ميبودند ، جز از لحاظ سياسى عنوان شاه براى آنان به كار نرفته و بلكه از حيث قطبيت سلسله لقب « شيخ اوغلى » بدانها داده شده است « 1 » . با اينحال در اردبيل تعداد هشت محله و مسجد است كه با عنوان شاهان گذشته شناخته ميشوند و آنها عبارت از « اقليم شاه ، چراغعلى شاه ، رحمن شاه ، زينال شاه ، سليمانشاه ، عبد اللّه شاه ، كلعبلى شاه و معصومشاه » ميباشند .
اين مساجد عموما با ديوارهاى آجرى و تيرهاى چوبى ساخته شده ولى كتيبه و نوشتهاى در آنها ديده نميشود كه لااقل تاريخ بناى اصلى آنها را روشن سازد يا شخص محقق را بشخصيت شاهان مزبور راهنمائى كند . هرچه هست اين شاهان از معاريف و بزرگان عهد خود بودهاند « 2 » و آن مساجد را بنا نهادهاند يا آنقدر شهرت و حرمت بين مردم محل داشتهاند كه ديگران نام آنها را بر آن معابد و محلات گذاشتهاند .
امامزادههاى اردبيل :
در جلد اول اين كتاب نيز گفتيم كه ابن عتبه احمد بن على بن الحسين الحسنى در كتاب « بحر الانساب » گفته است كه از « فرزندان صالح امام موسى كاظم عليه السلام پنجنفر حمزه ، قدر الدين ، قوام الدين ، بدر الدين و صدر الدين قدس اللّه اسرار هم از بغداد روى بولايت
هامش
( 1 ) - جلد اول اين كتاب . صفحهء 90 .
( 2 ) - نگارنده احتمال ميدهد كه غير از صوفيان صفوى ( حيدرى ) عرفاى نعمتى نيز در اين شهر بودهاند و برطبق معمول سلسله ، عنوان شاه بر خود نهادهاند . اما آن هم جاى تأمل است زيرا شاه لقب قطب آنها بوده است .