اين امر در درجهء اول معلول امنيت و در وهلهء ثانى كثرت وسايل نقليه و راحتى آنهاست در صورتى كه در گذشته اين كار به سختى صورت ميگرفت و مشكلات زيادى همراه داشت .
اولين مشكل مسافرت ناامنى راهها بود و بطوريكه در جاى خود گفتهايم بيرون از شهر در قلمرو تاختوتاز عشاير شاهسون قرار داشت . اين بود كه كمتر كسى جرأت بيرون آمدن از شهر ميكرد و يا قصد مسافرت مينمود . طبيعى است كه اين امر بيش از همه متوجه مردم عادى شهر بود و گرنه آنهائيكه باقتضاى شغل مجبور به مسافرت بودند چارهاى جز از آن نداشتند .
ناامنى راهها مخصوص اردبيل نبود . در هرولايتى جماعتى از راه تعدى و چپاول زندگى ميكردند و در مواقع لازم از غارت و كشتن آدمى نيز امتناع نمىنمودند .
وسيلهء نقليه هم يكى ديگر از مشكلات سفر بشمار ميآمد زيرا اين وسيله منحصر به چهارپا بود و خستگى زيادى براى انسان فراهم مينمود .
بر اين سختى بايد وضع توقفگاههاى طول راهها را نيز اضافه نمود و ناراحتى منزلگاهها را يادآور شد .
مهمترين سفريكه اهالى اردبيل عموما آرزوى آن را در دل داشتند رفتن بعتبات و يا زيارت بارگاه امام هشتم در مشهد بود و اين كار بيش از هرچيز بامكان مالى شخص بستگى داشت . كسانى كه قدرت مالى داشتند در صورت باز بودن راه بكربلا و الا بخراسان ميرفتند .
مسافرت خراسان از طريق روسيه صورت ميگرفت و زوار اردبيلى از راه آستارا بباد كوبه و از آنجا پس از طى عرض درياى خزر با كشتى بتاشكند و مشهد ميرسيدند و در برگشتن نيز از اين راه مراجعت ميكردند . سفر با كشتى ، آن هم در درياى متلاطم خزر ، نگرانيها و ناراحتىهاى زيادى داشت با اينحال مسافران اردبيل آن را بر خستگى حاصل از سوارى بر چهارپايان و بويژه ناامنى راهها ، مخصوصا در منطقهء تركمنستان ، يعنى گرگان و گنبد قابوس و آنحدود ، ترجيح ميدادند اگرچه سوار شدن بر كشتى هم براى مسافران تا حدّى خوشآيند بود .
مسافرت عتبات عاليات كلا بوسيلهء چهارپا انجام ميشد و خستهكنندهتر از سفر
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: بابا صفرى
ص١٦٤