گفتار ششم اردبيل در زمان سلطنت مؤسس سلسلهء پهلوى
بسم اللّه الّرحمن الّرحيم
يكى از مشكلات تاريخنويسى آنست كه مورخ درصدد برآيد تاريخ زمان معاصر خويش را بنويسد و از وقايع دوران حكومتى ، كه بر مسند حكمرانى استقرار دارد ، سخن بگويد . زيرا هيچ حكومتى در دنيا پيدا نميشود كه تمام اعمال و رفتارش در طريق عدل و عقل و مصون از ايراد و نقد باشد ولى چه كسى ميتواند بواقع آنها را نقد كند و از آثار نامساعدى كه ، دولتها سهل است حتى بر بيان اشتباهات و خطاهاى افراد عادى مترتب است ، در امان باشد ؟ !
از سوى ديگر نيز اين كار سخت است چه ذكر محسنات هم ممكن است آيندگان را در مظان ديگرى بگذارد و هرآينه بيطرفى مؤلف را در نظر آنها ، بر اثر انعام و احسان دولتيها ، در معرض تخطئه قرار دهد .
براى احتراز از اين هردو موضوع است كه تاريخنويسان معمولا از آوردن تاريخ معاصر در آثار خويش اجتناب ميورزند و ديدهها و شنيدههاى خود را به صورت يادداشت براى مورخان آينده باقى ميگذارند .
ما اگر از اين سنت منطقى عدول كردهايم نه از آنجهت است كه خداى ناكرده وعدههائى دريافت داشتهايم و يا تأسفا بدان درجه از شهامت اخلاقى رسيدهايم كه وعيدها را بجان و دل خريدار گشتهايم . بلكه بدين لحاظ است كه با اعمال و نحوهء حاكميت دولتها سروكارى نداريم و تنها وقايع و اتفاقاتى را ، كه در اردبيل رخ داده