گفتار هشتم رسوم و سنن مردم اردبيل
در گفتار دوم جلد اول اين كتاب يادآور شدهايم كه آداب و رسوم و سنن اقوام نيز از مآخذ تدوين تاريخ ملل و اجتماعات بشرى است و با دقت و مطالعه در آنها ميتوان بمراحل تمدن و مبانى تاريخ ملل و جماعات پى برد .
از اين نقطهء نظر است كه ما گفتارى را نيز بدين موضوع اختصاص دادهايم تا با اطلاع از آنها ، از كيفيات روحى و نحوهء زندگى گذشتگان اردبيل آگاهى يابيم .
رسوم مذكور ، خوب يا بد ، نمايندهء قوميت و نشانهء مليت مردمى است كه از قديمترين ايام در اين محيط زندگى كردهاند و اكنون نيز مظاهرى از آنها كموبيش باقى مىباشد .
ولى صد حيف كه تمدن به ظاهر خيرهكنندهء غرب آنها را تهديد بزوال مينمايد و جوانان عهد ما « 1 » ، كه در جريان تحولات عظيم زندگى اجتماعى دوران مسافرت بكرات آسمانى ، سرگشته و حيران ماندهاند ، سرپيچى و پشتپا زدن بدين رسوم كهن را نمايشگر ترقى و تعالى و پيشرفت درجهء تمدن خود ميدانند . مدنيتى كه اگر از لحاظ اخلاقى اينچنين پيش برود نهايتش با بدايت توحش « 2 » يكسان خواهد بود و در اندك زمانى بشريت را به بربريت و وحشيگرى دورانهاى اوليهء پيدايش خود خواهد رسانيد .
هامش
( 1 ) - مقصود ما تنها جوانان اردبيل نيست بلكه نسل جوان معاصر است .
( 2 ) - منظور از توحش بىبند و بارى و عدم اطاعت از اصول و روشهاى بررسى شده و منظمى است كه سعادت جامعه و بالمآل آسايش افراد را تأمين مينمايد .