تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
سال 1367 ش . در مشهد بدرود حيات گفت . « 1 » بعد از حكومت امير حسن خان ، ياور فرج اللّه خان رئيس ساخلو به طور موقت حاكم قوچان شد . بعد از او در سال 1311 ش . اعدل الدوله ركنى و مجلسى در قوچان حكومت كردند و مدتى اندك سالار جنگ نيز حكومت كرد ولى به زودى از حكومت قوچان معزول گرديد . « 2 » در اين موقع از طرف دولت ، تشكيلات جديد دواير دولتى و سازمان ادارات از قبيل عدليه و نظميه و معارف بلديه و ادارهء سجل احوال « 3 » و غيره در قوچان به وجود آمد و اولين حكومت اعزامى كاشف الممالك بود . در زمان وى در چهار طرف شهر قوچان
هامش
( 1 ) . جابانى ، محمد . تاريخ مشروح حكومتهاى قوچان ، دفتر سوم ص 161 . ( 2 ) . مرحوم مدير الديوان افشار در مجموعهء الدرر ( خطى ) خود مىنويسد : « . . . اين سالار پسر بانو عظيمى خواهر ظل السلطان بود كه به حكومت قوچان فرستاده بودند و كلهء استبداد داشت . مىگفتند چندين سال در اطراف اصفهان ياغيگرى كرده و بالاخره تأمين داده ، اموالش ضبط و جانش را بخشيده به ايالت خراسان توصيه كرده بودند راهش ببرند ، از عجايب و غرايب اينكه بعد از عزل از قوچان ، در مشهد دو روزه مريض و فوت كرده بود و ميان لحد كه خوابانيده بودند زنده مىشود و دوباره به خانه‌اش مراجعت داده يك شب ديگر دوباره مرحوم و به خاك مىكنند .كه گويد از من مسكين وزير داخله را * كند عطوفت بر خلق لطف شامله را مباشرى همه جا لغو جز كه در قوچان * حكومت تو كند تازه اين معامله را يكى فرستد امروز مثل شمر و سنان * به روز ديگر او مىفرستد حرمله‌را تويى شبان و چرا گشته خضريت غافل * به دست گرگ رها كرده‌اى تو اين گله را بگو به جقهء شه راست انتخاب كه كرد * براى قوچان اين كهنه ياغى دله را خدا نخواسته مركز شده است قحط رجال * كه ما يشاء و يريد كرده‌اند مهمله را بسى بزرگان مأمور گشته در قوچان * نكرده تنگ چنين بر كس همچو حوصله را براى هركس و ناكس چو آشنا گرديد * گشاده ساخته اين باب شكوه و گله را اگر دوام بيابد به خطهء قوچان * گسسته‌بين تو ز احرار بند و سلسله را هزار اعدل ركنى ( * ) ركاب دار شود * مر اين حكومت پرآز و خود سر و يله را به عون سلطنه گو بعد از اين مكش زحمت * كه رو سفيد نمود اين عروس قابله را ( * * )( * ) . اعدل الدوله ركنى در سال 1311 ش . حاكم قوچان بوده است . ( * * ) . نقل از مجموعة الدرر خطى كه به عنوان يادداشتهاى شخصى توسط مرحوم مدير الديوان قوچانى در سال 12 - 1311 ش . دست نويس شده و اصل مجموعه الدرر ، نزد آقاى علاء الدين افشار موجود است . ( 3 ) . طبق قانون سجل احوال كه در سوم بهمن 1306 شمسى به تصويب مجلس شوراى ملى رسيد هر فرد ايرانى موظف بود از ادارهء سجل احوال ورقهء شناسنامه ( هويت ) دريافت دارد .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 139 | رمضانعلى شاكرى