كمك ميرزا على اصغر خان امين السلطان ثانى ، صدر اعظم مظفر الدين شاه ، حكمران قوچان گرديد .
در اين موقع كه امير حسين خان پسر آصف الدوله حاكم قوچان بود به مشهد احضار گرديد . هنوز از حكومت امير عبد الرضا خان شجاع الدوله چهارم مدتى نگذشته بود كه سپاهيان روس تزارى وارد قوچان شدند . عبد الرضا خان در حالى كه مانع ورود روسها به سرحد ايران شده بود قضيه را به تهران تلگراف كرد . پاسخ رسيد كه « مانع نشويد » .
روسها روى عداوت باطنى كه با عبد الرضا خان داشتند و بعدا هم به خاطر پناه دادن ججو خان كه روسها در تعقيب او بودند ، به عمارت مسكونى عبد الرضا خان ريخته و او را بردند . بعدا معلوم شد كه به تهران بردهاند . در غياب امير عبد الرضا خان ، ميرزا ابو القاسم خان مستوفى و سعد السلطنه فرزند ركن الدوله قاجار و در سال 1324 ق .
حشمت السلطان « 1 » فرزند ركن الدوله قاجار والى خراسان و سپس شاهزاده مظفر السلطان برادر مصطفى ميرزا و رضا قلى ميرزا عدل الدوله را به عنوان حكومت قوچان تعيين و اعزام داشتند . پس از سه ماه ، همزمان با به توپ بستن مجلس شوراى ملى توسط محمد على شاه ( سال 1326 ق . ) ، عدهاى از مردم قوچان به تلگرافخانه رفته و با حمايت مسيولژن رئيس گمرك قوچان عبد الرضا خان را از تهران خواستند . بر اثر درخواست اهالى عبد الرضا خان بعد از دو سال بلاتكليفى در تهران ، وارد قوچان شد و تا زمان حكومت قوام السلطنه در خراسان ، حاكم قوچان بود . وقتى كه قوام السلطنه ولى خراسان شد تلگرافى از شاهرود رسيد كه عموم حكمرانان خراسان قصد دارند از قوام السلطنه در سبزوار استقبال نمايند . مردم قوچان چون مواجه با قحطى شديدى شده بودند تلگرافى تقاضا كردند كه شجاع الدوله حركت نكند . مجددا از مشهد تلگرافى رسيد كه عبد الرضا خان از قوام السلطنه استقبال نمايد . باز مردم مانع شدند و تلگرافى اجازه خواستند كه « شجاع الدوله در قوچان بماند ، زيرا در مضيقه هستيم » . در اين باب قولى هم هست كه چون عبد الرضا خان يك رأس اسب عالى تركمنى داشت ، قوام السلطنه بيشتر طالب اسب بود نه عبد الرضا خان . چندى بعد قوام السلطنه عدهاى ژاندارم از مشهد به
هامش
( 1 ) . روزنامهء خورشيد ، چاپ مشهد ، رمضان 1325 ق . ص 7 .