رانجها ، ص 18 )
111 . مشهور به « پيربنو
Pirebanow
» كه در دامنهء كوه جنوبى شيراز قرار گرفته و مرحوم حاج ميرزا احمد نقيب ، در قصيدهاى از آن ياد آورده :
موكب ظلّ همايون مىرود « پيربنو » * دشت پر نخجير شد ، تازى بگير ، آهو به دو
112 . براى اطّلاع از احوال او ، رجوع شود به فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1101 .
113 . ابيات داورى چنين آغاز مىشود :
دريغ از جهان كرم ايلخان * كه بگرفت نامش به مردى جهان
برآرندهء نام مردى به ماه * فروزندهء روى ايران سپاه
و چنين پايان مىيابد :
به تاريخ او خسته دل داورى * شب رفته جست از خرد ياورى
يكى سر برآورد و كرد اين رقم * « بمرد ايلخانى ، جهان كرم » - 1266
114 . رجوع شود به مثنوى معنوى ، چاپ نيكلسون ، دفتر سوم ، ص 94 ، از بيت 1634 به بعد .
115 . مولوى در اينباره سروده است :
شيخ اقطع گشت نامش پيش خلق * كرد معروفش بدين آفات حلق
در عريش او را يكى زائر بيافت * كه به هر دو دست مى زنبيل بافت
116 . كوه سبزپوشان در سه فرسخى جنوب شرقى شيراز و در امتداد و متّصل به كوه پير بناب است و از طريق جادهء كوار و كنار خنب باباحاجى و طى حدود 13 كيلومتر ، بدان مىرسند . مرحوم بهروزى او را « سيّد اسحق بن موسى بن جعفر » مىداند ( ص 137 بناهاى تاريخى و آثار هنرى جلگهء شيراز ) ؛ و رجوع شود به فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1204 . در كتاب اقليم پارس از سيّد محمّد تقى مصطفوى آمده است كه در كنار صفّهاى كه در سنگ كوه كنده شده ، در سال 1306 قمرى ، ابياتى كنده شده و در مدح سلطان اويس ميرزا فرمانفرما و گزارش سفر جماعتى است به نثر كه در تاريخ ربيع الاوّل سيچقانئيل 1306 ، سلطان اويس ميرزا و جمعى شاهزادگان و اميرزادگان . . . و حاج ميرزا حسن حكيمباشى ( مؤلّف فارسنامهء ناصرى ) و فرهنگ و ميرزاى يزدانى ( فرزندان وصال ) . . . به آنجا آمده بودند . . . ( اقليم پارس ، ص 387 به بعد )
117 . رجوع شود به فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1223 .