مهرهاى منگنهء رنگين و بيرنگ را كه خطّش برجسته باشد نيز در كمال استادى عمل مىآورد . از شيوهها ، شيوهء ميرعماد پذيرفته و از جناب قدسى تعليم گرفته [ است ] .
ساعتساز :
- ميرزا ابو القاسم ؛ به دقايق اين صنعت ، استادى هنرمند و نيكوست ؛ شكست و بست ساعت صحن حضرت شاهچراغ با اوست .
صحّاف
- ميرزا محمّد حسين و ميرزا محمّد رضا ؛ ايضا ، اخوان مذهّبباشى مذكورند ؛ صحّافان كتب و دفاترند و در اين صنعت ، ماهر .
[ 552
f
] زرگر و شبه آن و ما يتعلّق به :
- ميرزا احمد زرگر « 1 » ؛ در اين حرفه هنرور است . با وجود اينكه جوان و خردسال است ، از پيران سالخورده ، در صنعت خويش استادتر است .
- دواتگر : حاجى عبد الرّحيم ؛ دواتگرى قابل است و در اين عمل ، كامل .
- مرصّعكار : آقا محمّد على ، ابن كربلايى محمّد شفيع .
- قلمزن : آقا محمّد اسماعيل ؛ صانعى است بىبديل .
تفنگساز :
در شيراز بسيارند و هر جزيى از تفنگ و نحو آن را ، كسى استاد است .
- لولهساز و چخماخ « 2 » ساز : ميرزا غلامحسين .
- قنداقساز : ميرزا غلام على ؛ اينها ولدان حاجى محمّد اسمعيلند كه او نيز در اين فن ، ماهر بوده [ است ] .
چاقوساز :
استاد عبّاس على ؛ در ساختن چاقو چنان است كه عملش را با كارهاى خوب فرنگستان فرق نتوان نمود .
نجّار :
منحصر است به استاد محمّد جعفر و استاد محمّد رحيم ؛ مانند نجّارهاى ماهر فرنگستان ، صنعتنمايى مىكنند و مرجع فرنگيهاى اين ملكند .
هامش
( 1 ) . ميرزا احمد ، برادر ميرزا نصر اللّه زرگر ، « طاير » تخلّص است كه ذكرش مىآيد .
( 2 ) . چخماخ : معروف است و به تركى آن را چقماق گويند .