مخفى نماناد كه در مذهب و مشرب شيخ ، اختلاف كردهاند ؛ جمعى ، از اهل تسنّن و برخى ، شيعيش دانند ؛ مثل قاضى نور اللّه شوشترى كه جدّ و جهدى دارد و پاى مىافشارد كه شيخ ، شيعى است و اقوالش را حمل بر تقيه مىداند . فقير مؤلّف گويد كه ما را به مذهب آن ، كارى نيست ؛ نه به سنّى بودنش ، مستحق عذاب مىشويم و نه به شيعى بودنش ، مستوجب ثواب . سخن ، در كلمات اوست كه از توصيف و تعريف ، مستغنى است . در وصفش همين بس است كه شخص عجمى ، عربى را چنان گفته كه بسيارى از اساتيد عرب را آن قدرت نيست و پارسى را نيز . نثرا و نظما تاكنون احدى از شعرا ، بدين ملاحت و شيرينى سخنى نياورده ؛ گلستانش « 1 » بوستانى است از گلهاى تحقيق ، حكمتآميز ؛ و بوستانش « 2 » ، گلستانى از ثمرات معرفت ، شوقانگيز ؛ ملمّعاتش « 3 » كه تازى و فارسى به هم آميخته ، ياقوت رمّانى و گوهر عمّانى را ماند كه درهم ريخته ؛ طيّباتش « 4 » ، آب طيب طبلهء عطّاران برده ؛ بدايعش « 5 » به مضامين بديع ، غبار ملال از خاطر سترده ، هر بيتى از خواتيمش « 6 » خاتمى است در انگشت سخنسرايان ؛ و هر شعرى از غزليّات قديمش « 7 » گوهرى است در گوش قافيهسنجان ؛ هزلش ، مايهء هزّت و نشاط است و مطايباتش ، باعث طيبت و انبساط .
بالجمله ، از وى كرامات و خارق عادات بسيار نوشتهاند كه فقير ديگر متعرّض آنها نشد ( در تذكرهها ثبت است ) . و بسيارى از فضلا و حكما ، در جوار شيخ بزرگوار مدفونند [ 469
f
] ؛ از جمله حكيم متألّه ، مرحوم ملّا على ، ملقب به قطب ، پيوسته مزاح را طبيعتش طالب بود و شوخى بر طبعش غالب . مرحوم ميرزا على انصارى - كه با پدر فقير نسبتى داشت و وقتى در شيراز در كار ديوان ، اوقات مىگذاشت - در تاريخ فوت مرحوم حكيم اشعارى گفت كه بر لوح مزارش نقر است و مادّه تاريخ اين است : « از دايره ، قطب رفته بيرون » « 8 » [ 1292 ] ؛ از تاريخهاى نادر ممتاز است كه نوشته شد .
تكيهء حافظيه ( 65 ) :
نيز در سمت شرقى شيراز است ؛ ولى چندان مسافتى « 9 » با شهر ندارد و آن از جمله تكاياى معروفهء عالم است . بنيادش نيز از
هامش
( 1 ) . گلستان : كتاب نثر اوست .
( 2 ) . بوستان ، نظم است به بحر تقارب .
( 3 ) . ملمّعات ، كتابى ديگر است .
( 4 ) . طيّبات همه غزل است .
( 5 ) . بدايع نيز غزليّات است .
( 6 ) . خوانيم ، ايضا غزليّات اوست .
( 7 ) . غزليّات قديم نيز از حرف الف الى آخر مرتّب است و همهء اين دفاتر ، در يك جلد است موسوم به كليّات .
( 8 ) . 1292 مىشود .
( 9 ) . مسافتى كه به دروازهء اصفهان دارد قريب 1700 قدم متوسّط مىشود .