فقيها ، شاعرا ، لغوّيا ، قاريا ؛ علم قرائت را به اعلى درجهء كمال رسانيده بود .
[ 37 ] . مسجد سياوشان : در محلّهء سنگ سياه . امامت آن ، به حاجى ملّا آقا بزرگ اردكانى است و او را برادرى است كهتر - جناب حكيم نصر اللّه - و هو الاجلّ الافضل الاكمل ؛ فقيهى است متفقّه و حكيمى است متألّه ؛ حفظهما اللّه تعالى .
[ 38 ] . مسجد شكر اللّه خان ( 33 ) : در محلّهء درب شاهزاده .
[ 39 ] . مسجد شيخ على خان : در محلّهء اسحاقبيگ .
[ 40 ] . مسجد طاهريّه : در محلّهء لب آب . اين مسجد به واسطهء خرابى ، رفتهرفته از ميان رفته ؛ بعض اشخاص طويلهاش كرده بودند . مرحوم نوّاب حاجى معتمد الدّوله ، فرهاد ميرزا - طاب ثراه - اين معنى را يافته ، به تجديد عمارتش پرداخت و آبادش ساخت ؛ جزاه اللّه تعالى خيرا .
[ 41 ] . مسجد طبّالان : در محلّهء بازار مرغ . اين مسجد و مسجد سابق الذّكر ، در جوار مسجد جامع عتيقند ، بدون فاصله .
[ 42 ] . مسجد علمدار « 1 » : در محلّهء لب آب .
[ 43 ] . مسجد على : در محلّهء لب آب ، قريب به دروازهء شاهداعى است .
[ 44 ] . مسجد علىداد : در محلّهء سنگ سياه .
[ 45 ] . مسجد غرباليها : در محلّهء بال كفد . در اين مسجد ، ماستبندى بدشير و بدكيش ، گاو و ميش كرده و خانهء خدا را به تصرّف درآورده ؛ مكان و محلّ آن را به قرينه مرقوم مىدارم . لعلّ ، علماى عاليمقدار يا امراى بااقتدار ، غاصبين آن را تهديد نمايند و اركانش را تجديد . نزديكيهاى دروازهء سعدى ، مسجدى است [ 440
f
] كه آن را مسجد رمضان خان گويند كه نامى از آن ، پيش از اين برده شد . بر در آن مسجد ، شخص كه رو به قبله بايستد و به خطّ مستقيم ، به قدم متوّسط ، هفده گام زند ، بعد از آن ، به سمت جنوب ، اندكى منحرف شود و سه گام بردارد ، باز رو به قبله نمايد و مستقيما 110 قدم ديگر بپيمايد به طرف چپ آن شخص ، آن مسجد خواهد بود .
[ 46 ] . مسجد فتح : در محلّهء درب مسجد . امام آن ، آقا سيّد ميرزاى يزدى ، سيّدى است ، صاحب نفس زكيّه و اخلاق مرضيّه .
[ 47 ] . مسجد قوام الملك ( 34 ) : در محلّهء بال كفد . اين مسجد را مرحوم حاجى
هامش
( 1 ) . علمدار : از آن گويند كه قبر علمدار ، در جوار آن است كه تفصيلش بعد از اين ، در كتاب مسطور است .