انهار شيراز
آب ركن آباد : منبع آن ، به مسافت يك فرسخ ، تقريبا ميان دو كوه و ممّرش ، جايى [ است ] كه آن را تنگ « الله اكبر » « 1 » گويند ؛ و پيش از اين ، از آن تنگ ، در اين كتاب نامى برده شد ( 6 ) .
خواجه حافظ را [ 425
f
] [ است ] :
فرق است ز آب خضر كه ظلمات جاى اوست * تا آب ما كه منبعش ، اللّه اكبر است
گويند آن را ركن الدّوله حسن بن بوية الدّيلمى « 2 » اخراج نموده ؛ چشمهاى است كه خضر را به تماشاى آن ، پاى در لاى حيرانى فرورفته و از روى تعجّب ، در آن تنگ ، روزى هزار « اللّه اكبر » گفته ؛ آب كوثر مثالش ، عين الحيات « 3 » را در آتش خجلت انداخته ؛ صفاى زلالش ، چشمهء آفتاب را غرق عرق ساخته ؛ آبى است روحفزا ، روحفزايى راحتزا ، راحتزايى خوشگوار ، خوشگوارى سازگار ، سازگارى جانپرور ، جانپرورى چون كوثر .
وله ايضا
ز ركنآباد ما صد لوحش اللّه * كه عمر خضر مىبخشد زلالش
حكما ، محسّنات آب را در 6 چيز دانسته و در كتب خود ضبط كردهاند ؛ بدين تفصيل :
1 . بايد آب از منبع دور افتاده باشد ؛
2 . در ممّرى مكشوف بگذرد ؛
3 . بر سنگريزه و زمين صلب ، گذار كند ؛
4 . حيوانات - از قبيل مار و خرچنگ و كشف « 4 » و غوك « 5 » و زالو و كرم و غير ذلك
هامش
( 1 ) . تنگ را تنگ اللّه اكبر گويند . وجه تسميهاش اين است كه وقتى يكى از عرفاى كامل ، به عزم زيارت بزرگان و اولياى شيراز آمد ؛ چون به اين مقام كه تنگ اللّه اكبر نامند ، رسيد ، چشمش افتاد بر بقاع و مزارات اولياء و امامزادگان ؛ بىاختيار چهار بار تكبير گفت و به خاك افتاد ، پس به شهر درآمد .
( 2 ) . وفاتش در سنهء 366 بوده [ است ] .
( 3 ) . چشمهء آب زندگى است .
( 4 ) . به فتحتين ، به معنى سنگ پشت است و معروف است .
( 5 ) . به ضمّ اوّل ، وزغ است . نيز معروف است .